گرايش هاي متنوع بیلبورد در جهان

در دهه دوم قرن بيستم به بعد ، هنر بيلبورد در سراسر اروپايي غربي و امريكا رايج گشت ، و سپس به اكثر نقاط جهان رسوخ كرد . هر چه روابط اقتصادي و سياسي و فرهنگي بين دولت ها و ملت هاي جهان افزونتر شد ، هنر گرافيك نوين ، و در رأس آن هنر بيلبورد ، مرزهاي ملي را بيشتر شكافت و به سوي جهاني شدن حركت كرد. هنرمندان گرافيك بسياري از كشورها كوشيده اند از ويژگي هاي هنر سرزمين خود مايه گرفته و به هنر بيلبورد خود هويت ملي بخشند. در زمان جنگ جهاني اول و پس از آن ، شاخه اي در هنر بيلبورد پديد آمد كه مي توان آن را بيلبورد سياسي ناميد . سرچشمه بيلبورد سياسي بيش از هر چيز همان كاريكاتورهاي سياسي قرن نوزدهم بود كه در مطبوعات منعكس مي شد. اما در دوران جنگ جهاني اول گويي يكباره دولتهاي غربي كارآيي تبليغاتي بيلبورد را باز شناختند و آن را به خدمت گرفتند . مضمون عمده اولينبيلبوردهاي سياسي مشتمل بر ميهن پرستي ، جلب افراد به خدمت سربازي ، تحقير دشمن و غيره بود . البته بيلبوردهاي سياسي اوليه از لحاظ هنري چندان ارزشي نداشتند.

در بعضي نقاط بيلبورد سازي گروهي رواج يافت . از مهمترين گروه هاي بيلبورد سازان مي در شوروي ، و نيز اخيرا به گروه هاي « رستا » در آلمان ، گروه « نوامبر » توان به گروه اشاره كرد. « كوبايي » بيلبورد ساز پس از جنگ جهاني دوم ، به موازات بيلبوردهاي تجاري و سياسي ، انواع متنوع بيلبوردهاي اجتماعي و فرهنگي در غرب گرفت . علاوه بر اين گرايش هاي متنوعي در هنر بيلبورد پديد آمد.

در اكثر كشورهاي آسيايي و آفريقايي و آمريكاي لاتين نيز هنر بيلبورد اهميت روز افزوني كسب كرده است. از طرف ديگر پس از جنگ جهاني دوم بر خلاف سالهاي نخستين پيدايش بيلبورد تا حدودي از قدرت طراحي در اين هنر كاسته شده است . علت را بايستي عمدتا در استفاده فراوان از عكاسي جستجو كرد . به خصوص اين امر در بيلبوردهاي تجاري بيشتر به چشم مي خورد . بسياري از توليد كنندگان اصرار دارند تا كالاهايشان همانطور كه هست و يا حتي زيبا تر نمايان شود . و اين خواست ، بوسيله عكاسي بهتر بر آورده مي شود ، تا بوسيله طراحي. اما از جانب ديگر كاربرد عكاسي امكانات تازه اي را از لحاظ فني در بيلبورد ايجاد كرده است بعلاوه در برخي موارد به خصيصه اساسي بيلبورد يعني پيام رساني سريع به بيننده كمك شاياني كرده است.

بيلبورد ها در حدود يكصد سال پس از بوجود آمدنشان به طور شگفت انگيزي به نقاشي وابسته بودند و به گفتهاي ديگر ارتباط نزديكي با هم بر قرار مي كردند. اولين انگيزشي كه بيلبوردها را به عنوان يك اثر معرفي كرده در سال 1870 صورت گرفت . 1836 ) بيلبوردهايي را در چاپخانه خود در پاريس عرضه – در سال 1886 جونر كرت ( 1933 كرد كه براي رنگ گذاري در آنها از تكنيك چاپ سنگي سود مي برد. در سال 1869 زمانيكه اولين بيلبورد هاي كرت ظاهر شدند در آن كارهاي كوچك تبليغاتي نمونه هاي جديد و تازه اي از طرح نمود پيدا كردند و پس از آن به صورت اساس تكنيك هاي بيلبورد در آمدند.

اين مسئله دليل شد تا كرت اولين نامي باشد كه در دنياي بيلبورد بر زبان مي آمد . اين بدان معني نيست كه طرحهاي وي در زمره كارهاي استاد كاران هنر قرار گيرد ولي با اين وجود بيش از هزاران بيلبورد از كارهاي او از جمله كارهاي با شكوه هنري به حساب مي آيند و براي بازنگري كارهاي بزرگ ديواري اش نصب در كنار خيابانها را ارجع مي دانست. موفقيت مواد و مصالح در نشان دادن هنرهاي ظريف و زيبا به وسيله بيلبوردها ، خيابانها را به عنوان يك نمايشگاه هنري به مردم شناساند.

بيلبوردهاي كرت دو چيز را به ارمغان آوردند يكي تكنيك هاي سنتي و ديگري تقدير از هنر بر روي ديوارهاي بزرگ . ولي عنصر اصلي و اساسي در كارهايش همان مردمي بودنشان است . از جمله برنامه هاي جاري در انگلستان و فرانسه ساليان متمادي استفاده از طرح به منظور زنده و پر جلوه شدن سيركها و فضاهايي مانند آن بود . حالاتي كه در بيلبوردهاي كرت وجود داشت مثل شفافيت ، و روان بودن و فرار بودن ، شايد از بال پروانه هايي كه در هنگام كار نزد خود نگه مي داشت الهام گرفته باشد . ته رنگهايي كه به صورت لايه هاي حساس با كمترين خرده گيري رنگي به صورتي بسيار عالي در صفحه جاي مي گرفتند تأثيراتي را پديد آوردند كه محصولات فرهنگي را به صورتي كاملا سنجيده ارائه مي كرد. تأثيرات رشد يافته كرت بر روي هنرمندان جوانتر در بيلبوردها به صورت اختصار در ساختار و سادگي و صراحت بيان در آمد. كارهاي او همواره در مراحل اوليه مسيري كه در آنها قرار گرفته بودند باقي مي ماندند . يك موضوع تزئيني در زندگي اجتماع تنها در جايي وجود داشت كه بيلبورد ها ظاهر مي شدند. عناصر كاريكاتوري غير واقعي و هجو آميز ، شكلهاي تخت و خطوط تزئيني تماما توسط لوترك در بيلبوردهايش مستعمل بود . همچنين طرح سيلوئت ( يكدست سياه و سفيد ) در كنار هم نيز بر خلاف نقاشي ها و طرحهاي ديگرش به كار مي رفت . به طوري كه اين تكنيك ساده نگاري توسط بسياري از نقاشان در اوايل قرن بيستم مرسوم شد. در هر صورت بيلبوردهاي لوترك به صورتي بسيار گسترده نشانگر موفقيتهاي كرت بودند . آنها زماني كه فقط به صورت فرم نمايش داده مي شدند هنر گذشته را تداعي مي كردند. چنين به نظر مي رسيد كه لوترك عناصر سنتي كارهاي كرت را حذف كرده و خلا آنها را با نقشهاي قابل تكرار و به صورتي اغراق آميز پر مي كرد . طرحهاي او بيلبورد را از چهار چوبهاي سنتي نقاشي و تصوير سازي كتاب فراتر مي برد. ديگر هنرمندي كه بيلبوردهايش سير تحولاتي را از ناتوراليسم به داستان گرايي يا روزنامه نگاري توصيفي ايجاد كرد ، توفيل الكساندر ستنيلن سوييسي بود كه مسافرت او به پاريس با به دنيا آمدن پيكاسو مصادف شد . ستنيلن و لوترك در پي اكتشاف سير هنرهاي بصري بودند . برخي از بيلبوردهاي ستنيلن موضوعات اجتماعي را هدف قرار مي دادند.

نوشته: مسیب استوار