گرافیک محیطی

ارتباطات عصر حاضر فرمهاي مختلفي را در بر ميگيرد از ماهواره ها گرفته تا ساعت هاي مچي اما علوم جديد نتوانستند جانشين فرمهاي قديمي ارتباطات از قبيل نوشته ها و علايم بشوند به هر صورت با توجه اينكه جامعه به سرعت پيچيده ميشود علايم نيز به همان صورت پيشرفت ميكنند به طوري كه وجود علايم زياد نوعي آلودگي تصويري را به وجود آورده است به هر صورت امروزه ما سعي در گريز از آشفتگي هاي بصري داريم.

طراحي گرافيك محيطي نه به تنهائي هنر است نه به تنهائي علم , بلكه شامل هر دو وجه مي باشد. طراحي بايد مخلوطي از تاثيرات خلاقه موثر باشد به صورت بررسي منطقي و تكنيك و اينكه چگونه كار بايد انجام شود.نتيجه چنين تركيبي سبب به وجود آمدن علائمي ميشود كه به طور موثر با مردم ارتباط برقرار ميكند.در گرافيك محيطي سعي ميگردد با اتكاء و با استفاده از تجربه هاي خلاق هنري شرايط مناسب براي زندگي انسان معاصر بوجود آيد. در گرافيك محيطي پيوند انسان با محيط تصحيح شده , نكات غير ضروري و نادرست آن حذف ونكات ضروري آن مورد تاكيد قرار گرفته و بر جسته ميشود در گرافيك محيطي اطلاع رساني , ساده سازي و در يافت شدني بودن ارتباطات انسان و زيبائي شناسي جديد و مناسب مورد توجه قرار ميگيرد.

بخشي از عرصه هاي گرافيك محيطي به شرح زير است:

گرافيك فضاي باز

الف-نماي معماري(مواد-رنگ -ابعاد-طرح-…)

ب-باجه ها (ايستگاه اتوبوس-بليط-تلفن-روزنامه-پليس-…)

ج-آب نماها

د-حجم هاي گرافيكي

ه -نورآرائي

د-تبليغ(ديواري-بنرهاوسايط نقليه-شيوه هاي ديگر)

گرافيك محيطي فضاي بسته

در گرافيك محيطي فضاي بسته هم ميتوان آنرا به طور جداگانه اطلاع رساني كرد كه در مجموع ميتوان از دسته هاي زير ياد كرد.

الف-ويترين ها

ب-غرفه ها و فضاهاي نمايشگاهي

ج-محيط هاي آداري و آموزشي

د- محيط خانگي

گرافيك محيطي علمي است كه در آن چگونگي استفاده از فرمها “رنگها “نقشها و تصاوير گوناگون به شكل ماهرانه “اصولي و برنامه ريزي شده در جهت بهتر ساختن وساده شدن روابط “ارتباطات”ترافيك”و همچنين كاملتر ساختن زيبائي محيط عمومي مطرح شده و مورد بررسي قرار گرفته است.

گرافيك محيطي و تاثير آن بر جامعه

زمانيكه يك ساختار گرافيكي در ارتباط مستقيم با اقشار مختلف يك جامعه شهري بود وهدف آن ايجاد يك فضاي زندگي مساعد و دلپذير و هماهنگ ساختن با سن و فرهنگ و خلق وخوي افراد آن جامعه باشد از آن به عنوان گرافيك محيطي ياد ميشود .بديهي است در صورتيكه تدابير مقتضي از طرف اداره كنندگان در زمينه هاي مختلف در طراحي مناسب و اصولي عناصر تشكيل دهنده گرافيك محيطي صورت نگيرد محيط زيست و زندگي شهروندان به صورت مكاني غير قابل تحمل و متشنج در خواهد آمد.چرا كه با ايجاد مجموعه اي متناسب ازنظر شكل و رنگ ميتوان موجبات اميدواري و كشش افراد جامعه را براي زندگاني فراهم ساخت و اسباب شور و شوق عمومي را فراهم نمود و روح تازه به اجتماع داد.

رنگ در گرافيك محيطي اثر به سزائي دارد زيرا باعث ايجاد نماد ميشود.مثلأ با ديدن اتوبوس قرمز دو طبقه ياد لندن مي افتم و در چنين شهري يا شهرهاي شمالي خودتان كه فضاي سبز زيادي دارند بايد از رنگ سبز استفاده كرد ورنگ مكمل ان تحريك برانگيز است پس از رنگ بندي محيطي , با ملاحضات اقليمي در نظر گرفته شود طبيعي است براي عده اي كه در محيط گرمسيري زندگي ميكنند نبايد رنگ كرم به كاربرد برد بلكه بهتر است از رنگهاي سرد استفاده كرد همانطور كه گنبدهاي فيروزه اي و آبي در بافت هاي قديمي كويري بسيار دلنشين است.

گرافيك محيطي اعم از محيط هاي باز و بسته، عرصه هاي گوناگون را در بر مي گيرد، كه در هر دوي اين ها، نقش عمده آن (اطلاع رساني) مي باشد. محيط هاي بسته شامل فضاهاي داخلي كليه ساختمان ها اداري و تجاري، مترو و همچنين نمايشگاه ها و فروشگاه ها مي باشد كه در آنها با استفاده از اشكال و حروف و انواع تابلو، اطلاعات لازم به مراجعه كنندگان داده مي شود.

در محيط هاي باز نيز همچون پارك ها، خيابان ها و معابر شهر و اساسا كليه فضاهاي باز واقع در شهرها و محيط زندگي انسان ، كه طراحي هايي شامل: علائم راهنمايي و هشدار دهنده داخل پارك ها، تابلوهاي سردر فروشگاه ها ، طراحي ويترين هاي مغازه ها ، علائم راهنمايي و رانندگي در سطح شهر، تابلوهاي نام خيابان ها و كوچه ها، باجه هاي مختلف خدماتي از قبيل تلفن، پست و…، در محدوده گرافيك محيطي قرار دارند. گرافيك محيطي نقش مهمي را نيز در تبليغات ايفا مي كند ، از جمله در تبليغات تجاري و تبليغات فرهنگي، اكنون به طور اختصار نگاهي گذرا بر اين دو مي اندازيم:

گرافيك محيطي وتبليغات فرهنگي

آنچه كه ميتوانيم برايش تقدم و تاخر قايل شويم تمدن است و انسان با فرهنگ وارد تمدن ميشود و اكنون اين انسان متمدن است كه در دام انواع و اقسام كشمكش هاي روحي و جسمي دست و پا ميزند، براي رهايي و آزادي نياز به پرواز دارد، پروازي از درون خود به بيرون و شايد براي اين پرواز، بالي بهتر از فرهنگ و هويت خويش نيابد. پس بايد با آن آشنا شود و با بهره گيري از آن در جهات مختلف زندگي، خود و جامعه اش را باور كند. اين نقطه اي است كه تبليغات فرهنگي مي تواند پا به عرصه وجود بگذارد و رسالت خويش را به انجام برساند. امروزه در سراسر دنيا واژه تبليغات فرهنگي معاني خاصي پيدا كرده و آن هم براساس تعريف فرهنگ و تبليغ از ديد آن جامعه خاص مي باشد. در كشور ما نيز اين تبليغ حول محورهاي خاصي دور ميزند كه مربوط به باورها وديدهها و فرهنگ جامعه ماست و در اينجاست كه دوباره صحبت از هنر به ميان خواهد آمد، هنري كه بايد خادم جامعه باشد و انديشه ها و آرمانهاي والاي بشري را كه سبب رشد انسان ميشوند، جاودان و ماندني كند به گونهاي كه بر همهاقشار جامعه تاثيرگذار گردد.

هنرهاي تجسمي، تجليات عالي زبان بصري هستند و بنابراين ابزارهاي آموزشي اند كه قيمتي بر آنها متصور نيست. اكنون وظيفه گرافيك محيطي اين است كه از نظر اجتماعي پيام مفيدي برساند و هم چشم را به واسطه آن ، ذهن را جلب كند و در نتيجه نظم لازم را براي ديدن آن سوي سطوح چيزهاي قابل رويت به ذهن بدهد و در شناخت ارزشهاي لازم براي يك زندگي كامل و لذت بردن از آن راهنماييش كند. اگر شرايط اجتماعي، گرافيك محيطي را به عرصه پيام هاي موجه، در وسيع ترين و عميق ترين مهفوم اجتماعي آن ملزم سازند، اين هنر ميتواند بطور موثر به آمادهسازي راه براي هنري موثر و مثبت ياري رساند. هنري كه بتوان پيام خويش را به مردم برساند و از طرف آنها درك شود. از ميان اهدافي كه گرافيك محيطي مد نظر دارد، هدف هاي كاربردي از بقيه مهمتر و در حقيقت در اولويت قراردارد كه البته بعد از دستيابي به اهداف گوناگون كاربردي خود، مي بايد فرهنگ ساز نيز باشد و اگر گرافيك محيطي با اصولي صحيح و متناسب انجام شده باشد تا حدود بسيار زيادي ميتواند در گسترش فرهنگ جامعه تاثير داشته باشد.

رشد گرافيك محيطي به چند عامل وابسته است از جمله رشد كيفي فكري مديريتها و وجود طراحاني باخلاقيت هاي بالا. البته اين رشد تنها به گرافيك بر نميگردد، بلكه به مجموعه عواملي منتهي ميشود كه ساختارها يا خلاقي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي نيز در آن رشد يافته باشند. مشخصه هاي سنتي و فرهنگي مي تواند در برقراري ارتباط بهتر و سريعتر نقش مهمي داشته باشند زيرا افراديكه در يك جامعه زندگي ميكنند داراي فرهنگ خاص آن اجتماعي نيز ميباشند. بنابراين بهتر است ارسال پيام براي آنان به زبان و شيوهاي آشنا و سنت هاي خودشان طراحي شود كه برايشان ملموس تر و گوياتر باشد تا در قالب هاي فرهنگي و سنتي بيگانه.

رنگ، نقش مهمي در يك طرح دارد كه اولين وظيفه آن جلب توجه مخاطب است و در مرحله بعدي نقش مكمل عناصر تصويري ديگري براي موفقيت در ارسال پيام را ايفا ميكند.

حروف نوشتاري نيز در برقراري ارتباط سريعتر نقش مهمي دارند و در واقع آنها تكميل كننده يا تاكيد كننده تصوير مي باشند.

در گرفيك محيطي ابزارها و عوامل مختلفي براي ارائه اطلاعات وجود دارد كه از هركدام براي بيان نوعي خاص ازايجاد ارتباط ميتوان استفاده كرد. مثلا بالون ها و تبليغات برروي وسايل نقليه مربوط به گروه ايجاد ارتباط توسط سوژه هاي متحرك مي باشند. همچنين بيلبوردها بايد در مكان هايي مورد استفاده قرار گيرند كه كه فضاي اطراف آنها وسيع باشد مانند بزرگراه ها كه اغلب مخاطب با سرعت بيشتري از مقابل آن ميگذارد و بايد به گونه اي باشد كه به سرعت بتواند ارتباط لازم را برقرار كند. نسبت ميزان ارتفاع نصب بيل بورد با طول و عرض آن نيز از نكته هاي حائز اهميت مي باشد و بايد بطور دقيق محاسبه شود. كارآيي بيل بورد در شب نيز بحثي است كه بايد همراه با عوامل ديگر مربوط به بيل بوردها با دقت بررسي و طراحي شود و با استفاده از سيستمهاي نوري مناسب پيام دلخواه در شبها نيز به مخاطبين احتمالي القا شود.

با آنچه درخصوص آشنايي با گرافيك محيطي و اهميت و نفش آن در جامعه هاي شهري گفته شد، به اختصار شرحي پيرامون اهميت حضور گرافيك محيطي در روابط عمومي ها بيان ميشود; از آنجا كه هدف روابط عمومي جلب مشاركت و همراهي افكار عمومي در زمينه هاي مختلف است و همچنين واحدي است كه ارتباط كاركنان با مسئولان و نيز مسئولان با مردم را برقرار ميكند. بايد اين رسالت خود را با استفاده از روش هاي ويژه، به خوبي انجام دهد.

گرافيك محيطي يكي از آن مواردي است كه ميتوان با شناخت و به كارگيري اصولي آن در روابط عمومي ها، برقراري ارتباطات ياد شده را گسترش داد. امر تبليغ نيز در روابط عمومي نقش مهمي را ايفا ميكند; تبليغ به معناي تغيير افكار و انديشه براي آنچه تبليغ ميشود. بهترين و گوياترين زبان براي اين منظور، هنر گرافيك است. چرا كه هنر گرافيك آينه شفافي از مسايل جاري و فرهنگي است و تمام لحظه ها زير و بم هاي روحي و فكري جامعه را ثبت و منعكس ميكند. بنابراين، هنر گرافيك در روابط عمومي اهميت خاص خود را مي يابد. گرافيك محيطي نيز بخشي از اين هنر است:يعني آنجا كه مسئله ارسال پيام و دادن اطلاعات لازم به مخاطب در محيط كاري پيش ميآيد، گرافيك محيطي قدم به عرصه مي گذارد و نقش خود را ايفا ميكند. براي مثال يك سازمان يا وزارتخانه را در نظر ميگيريم كه روزانه تعداد زيادي از افراد جامعه آنهم با فرهنگ ها و نگرش هاي متفاوت اجتماعي، به خاطر نيازي كه دارند به آنجا مراجعه ميكنند. در ابتداي ورود، گرافيك محيطي موجود بايد به نوعي طراحي شده باشد كه فرد براي رسيدن به قسمتي كه لازم است به آنجا مراجعه كند، دچار مشكل و سرگرداني نشود و با ديدن تابلوهاي مخصوص راهنما به راحتي به محلمورد نظر برسد. نوع تابلو، رنگ، اندازه و نوع خط هاي نوشتاري، علامت ها و نمادها و همچنين محل نصب آنها از اهميت ويژهاي برخوردار است. پس از آن، علامتهاي داخل محوطه ها راهروها و اتاقها نيز بايد همين ويژگيها را داشته باشند.

بنابر آنچه كه بيان شد، اولين اهميتي كه براي گرافيك محيطي قائل ميشويم، همان برقراري ارتباط براي راهنمايي و اطلاع رساني به مخاطب است و در دومين نقش خود، وظيفه زيباسازي محيط را برعهده ميگيرد، زيرا انسان به طور ناخودآگاه خواهان زيبايي و توازن و تعادل و آراستگي است و از زشتي ها و ناهنجاري ها دوري ميجويد ، حضور در محيطي كه همه عنصرهاي آن به طور صحيح در جاي خود قرار گرفته باشد و رنگ ها در هماهنگي و تضاد، هركدام به وظيفه خود به درستي عمل كنند، براي هر انساني، به راستي لذت بخش است و روح خسته از كشاكش و مسايل روزمره زندگي او را به آرامش دعوت ميكند.

 مشخصات اصلي گرافيك محيطي

گرافيك محيطي از كليه علائم، تابلوهاي و چراغ ها ،از شكلو رنگ و طرح و خط و نوشتار بهره ميگيرد و اگر با معيارهاي درست استوار باشد ميتواند:

ارتباط هاي اجتماعي مردم را تسهيل كند.

به فعاليت اقتصادي سرعت بخشد.

ايمني و جريان ترافيك را بهبود بخشد.

مردم را از امكاناتي كه شهر در اختيارشان ميگذارد آگاه كند.

جرائم حاصل از تشنجات عصبي مردم را كاهش دهد.

به رفع نيازهاي اجتماعي مردم با ايجاد ارتباط با محيط اطراف بوسيله مشخص كردن، راهنمايي و اطلاع رساني كمك كند.

با ايجاد مناظر زيباي بصري در محيط، به سلامت ذهني مردم ياري رساند.

عوامل اصلي بيان در گرافيك محيطي عبارتند از:

1) پوستر

2) علائم

3) تابلوهاي بزرگراه ها

4) تابلوهاي راهنمايي و رانندگي

5) علائم نوراني(نئون ها)

6) تبليغات روي وسائل نقليه

7) طراحي محيطي پارك ها

8) طراحي روبنا ها و رنگ هاي حاصل از آنها

9) طراحي محل هاي خدماتي عمومي، ايستگاه هاي اتوبوس، باجه هاي تلفن، نيمكت ها و…

10 ) طراحي محيطي مراكز فرهنگي و تفريحي

11 ) طراحي حجم هاي تزئيني در ميدان ها و پارك ها

12 ) تابلوهاي سر در فروشگاه ها، مغازه ها، سينما ها و كليه سازمان ها و موسسات دولتي و خصوصي

13 ) انواع تابلو هاي تبليغاتي مانند: بيلبورد، چهار وجهي، سه وجهي، سه بعدي، ديجيتالي.

از آنجا كه همه اين عوامل در محيط داخل شهر انجام مي گيرد. بنابراين بايد بين آنها و شهر، هماهنگي ايجاد گردد و طراحان گرافيك محيطي با مهندسين شهرساز از نزديك، تشريك مساعي داشته باشند. باتوجه به اينكه در شهر هاي بزرگ علاوه بر ساكنين دائمي آنها، انبوه قابل ملاحظه اي از مردم، جهت انجام كارهاي اقتصادي، تجاري، بهداشتي… نيز مرتب در حال آمد و رفت مي باشند، گرافيك محيطي بايد به نوعي نقش خود را ايفا نمايد تا افراد در اين محيط در برقراري ارتباط ها و گذراندن امورشان مشكلات كمتري داشته باشند. بخش عمده اطلاعات مورد نياز شهر، در ارتباط با مقررات آمد و شد، آگاهي از فعاليت ها و رويدادها و اماكن گوناگون و خدماتي است كه ارائه مي شود.

مردم بايد راههاي مختلف و ايمن و سريع رسيدن به اين محيط ها را بدانند و بهترين آنها را انتخاب نمايند. البته تعيين ضوابط اعمال كنترل بر تابلو ها و علائم بخش خصوصي كه ميتواند موجب اخلال در تاثير عمومي يا مكمل آنها باشند، جزء تفكيك ناپذير سيستم مناسب اطلاع رساني محيط است.

ظهور گرافيك محيطي در اسلام

همزمان با ظهور اسلام و معجزه قرآن و آيات قرآني تاثيرات بسياري در بين مسلمان در محيط پيرامون آنان و در جامعه مسلمانان شكل گرفت كه متاثي از قرآن بود. از آن جمله مي توان به كاشي كاري هاي مساجد ، كتابت قران با خطوط زيبا بر روي ديوارها و مكان هاي مذهبي و مقدس مسلمانان نام برد.

مسجد سلطان احمد در استانبول مسجد پيامبر (ص)

شايد يكي از مهمترين نمود هاي هنر اسلامي معماري باشد. بهويژه مساجد چهار ايوانه و ستون دار كه معرف هنر معماري اسلامي است. اين عمارت هاي با شكوه، مي تواند نأثير فرهنگهاي متفاوت در درون تمدن اسلامي را نشان دهد. به عنوان مثال عناصر رومي بيزانسي، در معماري شمال آفريقا و اسپانياي اسلامي، در كاخ الحمراء در گرانادا، يا در مسجد جامع قرطبه به خوبي قابل مشاهده است. نقش گنبد در معماري اسلامي بسيار قابل توجه بوده و طي قرن ها گنبد در معماري اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است. قديمي ترين گنبد باقي مانده در تاريخ اسلام، بخشي از بناي تاريخي قبةالصخره متعلق به سال 691 ميلادي است.

بناي تاريخي قبةالصخره

خوشنويسي بارز ترين هنر اسلامي است خوشنويسي را ميتوان شاخصترين هنر در پهنه سرزمين هاي اسلامي دانست و آن را به مثابه زبان هنري مشترك براي تمامي مسلمانان تلقي كرد. هنر خوشنويسي همواره براي مسلمانان اهميتي خاص داشتهاست، زيرا در اصل آن را هنر تجسم كلام وحي ميدانسته اند. در سرزمين هاي اسلامي خط زيبا را نه فقط در نگارش قرآن، بلكه در اغلب هنرها بكار ميبردند. در هنر اسلامي تزئينات خطي و خوشنويسي در همه جا به چشم ميخورد در كتيبه هاي ديوارها و گنبدها و بناهاي مختلف مذهبي و غير مذهبي، منبرها، سكه ها، سفالينه ها، ظروف فلزي، سلاح ها، لباس ها و منسوجات، نسخه های خطي اسناد و كتاب ها و قطعات هنري تذهيب شده و در همه جا از خط به عنوان عاملي تزئيني بهره گرفته اند.

هدف از گرافيك محيطي

1.راهنمائي مردم به ساده ترين شكل.

2.زيباسازي از طريق به كارگيري اصولي فرم , طرح و هماهنگي آنها با يكديگر و محيط پيرامون خود.

3.افزايش سطح فرهنگ جامعه در قالب اهداف تبليغاتي, فرهنگي و تجاري از طريق ديوار آگهي ها, بنرها وغيره طراحي محيطي مي كوشد تا بين طرح هائي كه ارائه ميدهد و هر آنچه از پيش در محيط وجود دارد هماهنگي ايجاد كند.

عوامل معيني چون جغرافياي محيط , آب و هوا , نور خورشيد , ميزان بارندگي , نوسان حرارتي , پوشش گياهي و … به عنوان بخشهاي طبيعي و زيست و محيطي و مجموعه عواملي چون نوع معماري و مواد و مصالح”فضاهاي آمد و شد , ميزان تردد و… به عنوان بخش هاي ساخته شده ناشي از حضور انسان عواملي است كه طراح در جريان كار خود بايد آنها را بشناسد و مورد توجه قرار دهد.

گرافيك محيطي و طراحي داخلي، زبان سخن با محيط اطراف است. طراحي داخلي، زندگي همه آحاد جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد و تاثيرات آن در زندگي به وضوح قابل مشاهده است. از اين رو موضوع طراحي داخلي به هيچوجه محدود به اقشار مرفه و خانه هاي اعياني نيست. طراحي داخلي مي تواند براي كل جامعه و طبقات كم درآمد هم مفيد باشد. اگر قناعت را اصل اساسي امروز جامعه بدانيم و قصد داشته باشيم امكان زندگي راحت را در فضاي 40 يا 60 متري آپارتمان ها فراهم كنيم، طراحي داخلي يك ضرورت گريزناپذير خواهد بود. طراحي داخلي مي تواند به ما نشان دهد كه در اين فضاي كوچك چطور و با چه وسايلي بايد زندگي كنيم. از آنجا كه طراحي داخلي در ارتباط مستقيم با ويژگي هاي روحي- رواني انسان قرار دارد، بايستي براي نيل به يك طرح مطلوب، ويژگيهاي رفتارهاي انساني در فضاهاي داخلي زيستي اعم از عمومي و خصوصي، در طراحي به دقت مورد توجه قرار گيرد. از اين رو طراح به هنگام طراحي فضاي داخلي با دومقوله سروكار دارد: كاربرد آن فضا، و احساس و تاثيري كه ميخواهد آن فضا بر استفاده كننده داشته باشد.

طراحي داخلي طيف گوناگوني از عناصر و مولفه ها از قبيل فرم، نور، رنگ، بافت، كف، سقف، ديوار، عناصر كاركردي و تزييني و مبلمان را در برميگيرد. اين عناصر ابزارهاي كار طراح هستند كه همگي بايد بهطور هماهنگ و متناسب در يك طرح مرتبط و خوشايند قرار گيرند. طراحي داخلي كه در حد واسط ميان معماري و طراحي قرار ميگيرد، به همان ميزان كه شامل جنبه هاي كاربردي، ساختاري و فني ميشود، طراحي تجسمي و جنبههاي بصري و زيبايي شناسانه را نيز در بر دارد. از اين رو طراحي داخلي اغلب در رديف هنرهاي تجسمي به حساب آمده است و براي موفقيت در آن، بايستي تا حد نسبتا زيادي با عناصر و اصول طراحي تجسمي و مبادي سواد بصري آشنا بود. طراحي داخلي مجموعه دانش فن و هنري است كه با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبيل »  فرم، رنگ، بافت و… سعي در بهينه سازي فضاها و دستيابي به كارايي و كار كرد مناسب» معاني و معناها است. طراحي داخلي با ايجاد مجموعه اي از بايدها و نبايدها « دركنار زيبايي طبيعت در برابر هندسه (معماري » و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا «كثرت ها و كاستي ها داخل در برابر خارج و همچنين قدرت و منطق مردانه از يكسو و احساسات زنانه «( ارگانيك از سوي ديگر(كه در اوج وجود به تفاهم رسيدهاند) مي كوشد ارتباط معنايي و فرمال را مفهوم بخشد. در واقع طراحي داخلي به وسيله اين تركيب ميخواهد به (formal) اهداف مورد نظر خود در طراحي فضا دست يابد.

هنگ در هندسه ميتوان احساسات انساني را بيدار ساخت و در طراحي داخلي با ايجاد ضرب در تمامي ابعاد نفوذ و حركتهايي غير از حركت هاي عمودي و افقي ايجاد كرد. ما در معماري با فركانسهاي نوري كه طول و عرض و ارتفاع را تعريف ميكنند، سروكار داريم و موقعي كه اين سه به موجزترين شكل واقع شود، شما احساس زيبايي ميكنيد. مجموعهاي از اشكال هندسي، كه به صورت مجرد و بي هيچ واسطه اي در فضايي دو بعدي تعين يافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، توناليته رنگهاي استفاده شده و تحريكات حسي موجود در هر اثر، بيانگر هماهنگي دقيق در اجزا است.

انسان به واسطه گرافيك محيطي در كنار طراحي داخلي با محيط پيرامون خود سخن ميگويد، و با ديگران ارتباط برقرار ميكند. طراحي داخلي در ايجاد فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه نقش موثر دارد. محيط مناسب يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهاي ناخواسته رواني رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي هر جامعه است. گرافيك محيط، زيبايي بصري و نظم و هماهنگي مطلوب فضا است. مقصود از تمام طرحهاي گرافيكي براي محيط داخلي و خارجي ايجاد فضايي براي زندگي پر نشاط و سالم و قانع كننده است. مشخص كردن يك مكان از مكاني ديگر، زيباسازي، نظم و انسجام بخشيدن به فضا و گسترش حيطه فعاليت طراحي داخلي، از اهداف گرافيك محيطي به شمار ميرود.

از گرافيك محيطي تا تبليغات محيطي

ما در اينجا به مفهوم اصيل هنر نزديك ميشويم و از اين منظر، هنر نازيبا ديگر هنر نيست. ايرانيان باستان قبل از هخامنشي اين هنر را در اختيار داشتند و از آن استفاده ميكردند. فرش ايراني يكي از زيباترين گرافيك هاي دنيا است. طراحان آن نهايت سليقه را كه كرد ايجاد را شرايطي جبرا تاريخي تحولات و تغيير . كنند خلق زيبا اثري تا برند مي بكار اين شرايط لزوم اطلاع رساني را در تمام زمينه هاي اجتماعي، سياسي، خبري، عبادي و تجاري افزايش داد و كاربرد ابزاري با نام گرافيك نوين مطرح شد. بنابراين، امروزه گرافيك نه تنها به عنوان يك هنر، بلكه به عنوان عامل رسانه اي عمل ميكند. همانطور كه گفته شد، گرافيك تبليغات نيست. بحث تبليغ مربوط به دانش ديگري است كه طراح گرافيك از آن دانش بي بهره است. تفاوت تبليغات و گرافيك از اين عامل ناشي مي شود كه اطلاع رساني تبليغي با نوعي مبالغه همراه است. تبليغات براي دستيابي به اهداف تجاري، سياسي و اجتماعي تمام ابزار ها را بكار ميگيرد. در واقع ادبيات، موسيقي، نقاشي و شعر در تركيب با يكديگر و براي انتقال پيام به مخاطب مورد استفاده قرار ميگيرند. كارهاي گرافيكي گذشته از بعد اطلاع رساني و قابليت استفاده براي مخاطبان، آهنگ هاي بصري يك جامعه هستند. آثار گرافيكي به ميزان زيادي توليد مي شوند و قسمت اندكي از و گرايانه مصرف نگاه يك صرفا نه و ( هنرمندانه نگاه يك اين . شود مي وارد هنر حيطه به آثار منفعت طلبانه) است.

امروزه به سبب گسترش شركت هاي تبليغاتي تعداد طراحان هنرمند رو به كاهش است. در تمام دنيا طراحان در مكانهايي كه به امر تبليغ مي پردازند حضور دارند و خواسته هاي كمپاني تبليغاتي را در قالب تصاوير و گرافيك بيان ميكنند. ميتوان نتيجه گرفت طراحان گرافيك هنرمند نيستند چرا كه انديشه تداعي شده در اثر، گراني ارتباط تنها آنها و است شده عرضه آنها به اي انديشه نيست طراحان خود انديشه نوعي بلكه نيست هنري يقينا فعاليتي چنين . كنند مي طراحي را انديشه كه شوند مي قلمداد مهارت است. آنها با تخصص و دانش و مهارت علمي خود به طراحي مي پردازند. تمام طراحان هنرمند نيستند بلكه آنها به ميزان دخالت انديشه خود در خلق اثر، هنرمند خواهند بود. اگر ميزان دخالت در خلق اثر افزايش يابد به همان ميزان بيشتر هنرمند خواهند بود. اگر در تمام دنيا 10 ميليون طراح گرافيك داشته باشيم، كمتر از يك درصد آنها هنرمند خطاب مي شوند.

برای مثال يك كارگردان تئاتر پوستر مربوط به كار خود را در معرض مخاطبان قرار ميدهد تا اطلاع رساني لازم انجام شود. تا زمانيكه تئاتر بر روي صحنه است و اجرا ميشود اين پوستر عملكرد رسانه اي خود را خواهد داشت و بعد از آن محو خواهد شد. اما برخي از پوسترها و طراحيها فراتر از زمان و مكان خود حركت ميكنند. امروزه اين آثار را ميتوان در موزه ها ديد و از آن بهره مند شد. در ميان تمام طراحان ميتوان به طراحان مؤلف اشاره كرد. طراحان مؤلف كساني هستند كه ارزشهاي هنري، فكري، اعتقادي و نوع نگرششان در طرح و اثر جاري است . آثار طراحان مؤلف از جمله آثاري است كه علاوه بر عملكرد اطلاع رساني به عنوان آثار هنري آن قوم حفظ ميشود. آثار آنها را ميتوان در تمام موزه هاي دنيا يافت كه حتي سفارشدهندگان اوليه آن اثر از آن بياطلاع هستند. وجود نفوذهاي مداخله جويانه نه تنها در ايجاد آثار هنري بلكه در وظايف يك هنرمند خلاق خدشه وارد كرده است. آثار توليدي در برخي موارد تنها نگاه مصرف گرايانه دارند و اين آثار تا مدتها باقي نمي مانند و تأثيرگذار هم نخواهند بود.

گرافيك را بر اساس عوامل گوناگوني تقسيم بندي ميكنند. يك نوع تقسيم بندي بر مبناي محتواي طرح است كه محتواهاي گوناگون را شامل ميشود: “گرافيكي كه محتواي سياسي، اجتماعي و فرهنگي دارد”. اهداف گرافيك سياسي و تجاري در يك راستا قرار مي گيرد با اين تفاوت كه نوع محتوا و آنچه به مخاطب عرضه ميشود متفاوت است. اهداف اين نوع گرافيك ها از آن جهت مشابه يكديگر است كه اطلاع رساني آن به نفع صاحبان و قدرت صاحبان منافع نهايتا كه است اي شيوه به رساني اطلاع كل در است، ثروت و قدرت ثروت را تأمين خواهد كرد. گرافيك سياسي را مي توان گرافيك ايدئولوژيكي ناميد كه در آن ايدئولوژي مورد نظر به فروش ميرسد. گرافيك تجاري را بايد شاخه اي از گرافيك دانست كه هدف آن فروش و عرضه كالا است. تجاري يا سياسي بودن ويژگي هايي است كه زمينه فعاليت طراحان را مشخص ميكند. گرافيك فرهنگي نوعي از گرافيك است كه هدف آن تنها اطلاع رساني خواهد بود. اطلاع رساني در گرافيك هنري و فرهنگي به قصد آگاهي است اما در گرافيك سياسي و تجاري آگاهي كه ايجاد ميشود در خدمت منافع صاحبان قدرت و ثروت است و به نوعي اغواء و فريب مخاطب را در پي دارد. تقسيم ديگر بر مبناي وسايل ارتباطي است كه كار گرافيكي را منتشر كرده و در مكان هاي ديگر تكثير ميكنند. نبايد فراموش كرد گرافيك، امري است كه بايد تكثير شود و فعاليت هنرمند، گرافيك بر مبناي تكثير است. اين تقسيم بر مبناي سيستم چاپ و تكثير است كه بعد از قرن پانزدهم و ظهور صنعت چاپ پديدار شد. سيستم هاي چاپ و نشر موجب شدند كه مطبوعات و كتابهايي با پهناي وسيع منتشر شوند و با تحولاتي چشمگير نوع خاصي از گرافيك را به كار گيرند. در آن زمان گرافيك بسترهاي تازه اي يافته بود و در چارچوب آن فعاليت ميكرد كه امروزه از آنها با عنوان گرافيك مطبوعاتي و گرافيك انتشاراتي ياد ميكنند.

امروزه كاربرد گرافيك را در رسانه هاي تصويري ميتوان ديد و اهميت گرافيك به مراتب افزايش يافته است. بايد اين نكته بيان شود كه هر آنچه شما مي بينيد گرافيك است. پيدايش وسايل ارتباطي جديدتر نظير تلويزيون سبب شد كه رسانه هاي جديد جايگزين رسانه هاي قبلي شوند. بخشي از طراحان گرافيك در زمره طراحان تلويزيوني قرار ميگيرند كه ابزار كار آنها متفاوت است. تفاوت در نوع ابزار به سبب تحول در شيوه پخش و تكثير است. پيام ها از طريق رسانه هاي الكترونيكي و نه فقط رسانه هاي مكتوب منتشر ميشوند. رسانه هاي مكتوب نظير مطبوعات و كتابها گرافيك خاص خود را دارند اما در مورد رسانه هاي به در ماهيتا ابزارها نوع اين . است مطرح متفاوت كاملا بحثي تلويزيون نظير الكترونيكي كارگيري هنر گرافيك با يكديگر متفاوتند. براي مثال گرافيك تلويزيوني با نور كار ميكند؛ اما در مطبوعات با وجود انتشار وسيع نميتوان با نور كار كرد. ميتوان نتيجه گرفت كه شيوه كار و محتوا به فراخور نوع رسانه تغيير كرده است. طراحان گرافيك اين نكته را در نظر ميگيرند كه تا چه ميزان فعاليت و اثر هنري آنها فرهنگ بصري را تقويت ميكند. فعاليت هنري آنها ميتواند فرهنگ بصري مخاطبان را تقويت و تضعيف كند. تنها مسئله براي طراحان رضايت صاحبان قدرت و ثروت نيست و در كنار آن بايد به تأثير كار خود توجه كنند؛ بيان بصري آنها تا چه اندازه در اعتلاي فرهنگ بصري افراد تأثير گذاشته است.

ويژگي ديگري كه براي هنر مدرن قائليم اين است كه هنرهاي موزه اي رنگ باخته است . امروزه آثار گرافيك در بخشهاي مختلف صنعت، تجارت و سينما، افراد بسياري را تحت تأثير قرار ميدهد. در بخش گرافيك تلويزيوني زيباترين بازيگران حضور دارند و اين بيانگر جذابيت بصري رسانه هاي الكترونيكي نوين است. بصري شدن رسانه ها سبب ميشود كه زيباترين عناصر، دكورها، اشيا را بكار گيريم تا مخاطب را تحت تأثير قرار دهيم. پيدايش گرافيك محيطي به قرن بيستم باز ميگردد. در گذشته طراحي بر روي اجسام با دو بعد انجام ميشد ولي امروزه طراحي از دو بعد طول و عرض، روي بعد سوم يعني جسم قرار ميگيرد. گرافيك محيطي به اين نكات توجه ميكند كه طراحي ساختمانها چگونه باشد؟

چرا كه اين ساختمان و نما در معرض ديد افراد قرار ميگيرد و نظر افراد خودآگاه يا نا خودآگاه به سمت اين بناها جلب ميشود. در واقع طراحي محيط عمومي و آنچه در بستر جغرافيايي خاص نظير طراحي ميدان ها، كناره هاي خيابان ها و غيره است. فضاهاي مورد نظر ميتواند باز يا بسته باشد. كاربرد اين نوع گرافيك در آن است كه محيط زندگي بر رفتار هاي ما تأثير ميگذارد. اگر نماها خيابان ها از نظر زيبايي بصري مناسب باشد و ارتباط عناصر حاضر در محيط در ارتباط با يكديگر رعايت شود، افراد خيلي راحت تر و آسوده تر زندگي ميكنند. اگر از لحاظ زيبايي بصري ناهنجاري باشد، ارتباط صحيح بين عناصر در محيط بر قرار افراد رفتار هنجار نابه شرايط در رشد و كنند مي رشد ها هنجاري نابه اين در افراد طبيعتا نباشد، را تحت تأثير قرار ميدهد. اگر خيابان هاي شهر ما زيبا باشد و حقوق شهروندي رعايت شود بر رفتار و الگوي عمل ما مؤثر خواهد بود و از فشار هاي رواني ناشي از محيط نابهنجار كاسته خواهد شد .

هدف زيباسازي، انتقال پيام در راستاي ايجاد امنيت خاطر است؛ نوعي آرامش براي افرادي كه در معرض محيط قرار ميگيرند. از سوي ديگر بايد دانست كه هر طرح گرافيكي بر افراد جامعه تأثير ميگذارد و اگر هارموني جامعه به شكلي زيبا رعايت شود اين هارموني زيبا ساير بخشها را تحت تأثير قرار ميدهد. ميتوان از گرافيك محيطي به عنوان مقدمه اي براي تبليغات محيطي ياد كرد. تبليغات محيطي حوزه گستردهتري از گرافيك محيطي را در بر ميگيرد. در گرافيك محيطي مهم ديده شدن است اما در تبليغات محيطي نه تنها ديده شدن هدف است بلكه انتقال انديشه اي كه در پيام تبليغاتي نهفته است و درك پيام از سوي مخاطب از اهميت بالايي برخوردار است.

تبليغات محيطي تبليغاتي است كه در محيط عمومي عرضه ميشود و بسترها و ابزارهاي تبليغاتي خاص خود را دارد. تبليغاتي كه در بنرها، بيلبوردها، بدنه اتوبوسها و … ديده ميشود. اين ابزارها و بسترها هر يك كاركرد خاص خود را دارد و با توجه به مكان مورد نظر مورد استفاده قرار ميگيرد. طراحي تبليغات محيطي سه مرحله را شامل ميشود. نخست بايد گرافيك و طرح به خوبي است. گرافيك بايد به گونه « خوب ديده شدن » ديده شود. آنچه در اين مرحله اهميت دارد اي طراحي شود كه ديده شود. براي اين كار ترفندهاي گرافيكي بايد در آن به كار رود كه شما آن را ببينيد. مرحله بعد انتقال پيام است. مرحله سوم بايد انديشه نهفته در اثر به خوبي درك شود. چنانچه گفتم؛ تبليغات محيطي به هدف و انديشه باز ميگردد و اينكه انديشه نهفته در اثر، بر مغز و ذهن شما تأثير بگذارد . واژه تبليغات مربوط به بازارياباني است كه با ارتباطات و سرمايه خود با رويكرد تجاري و اقتصادي چنين فعاليت هايي را خصوصا به عنوان امري رايج در جامعه انجام ميدهند. البته پروپاگاندا نوع ديگري از تبليغات است كه در اختيار منافع قدرت و دولتمردان است و در پروپاگاندا و تبليغات تجاري نهايتا دولت ها و كمپاني هاي تبليغاتي تصميم گيرنده هستند . نبايد فراموش كرد كه گرافيك محيطي جنبه زيبا شناسانه دارد و به هيچ وجه در آن جنبه تبليغاتي مدنظر نيست. در تبليغات سعي بر آن است كه در ابتدا كالايي را به مخاطب نشان و اجتماعي تجاري، سياسي، تواند مي فروش اين . برسانيم فروش به را آن نهايتا و دهيم فرهنگي باشد. براي تأثيرگذاري بايد در طراحي تبليغاتي از كاراكترهايي كه مخاطب با آن احساس قرابت و نزديكي ميكند استفاده شود. اين كاراكترها اگر برخاسته از جامعه، فرهنگ و تمدن مخاطبان باشد بسيار بهتر عمل ميكند. به همين دليل در تبليغات محيطي سعي ميشود به كاراكترهاي بوميآن منطقه توجه شود. از يك سو صاحبان سرمايه، قدرت تأمين منابع و مديريت اين تبليغات را بر عهده ميگيرند و از سوي ديگر كاركرد تبليغات اين است كه بر سلايق و انديشه هاي افراد تأثير ميگذارد. اين تبليغات ميتواند انديشهاي را تخريب كند يا آن را ارتقاء بخشد. عدم سازماندهي مناسب ميتواند آلودگيهاي بصري بسياري را در جامعه ايجاد كرده و به رشد نابهنجاري ها منجر شود.

زماني ميتوانيم شرايط مطلوب را در زمينه تبليغات محيطي فراهم كنيم كه نياز آن در جامعه ما ايجاد شود. ايجاد كالا و محصولات گرافيكي مناسب به خاطر نيازي است كه در اين زمينه احساس ميشود. اگر كشورهاي غربي به تكنولوژيهاي لازم در اين زمينه دست يافتند به سبب نيازي است كه در آن كشورها مطرح ميشود. تا زماني كه نياز به تبليغات مطلوبي وضع به ما محيطي گرافيك و تبليغات شرايط يقينا نشود ايجاد ما جامعه در مطلوب نخواهد رسيد. يك امر گرافيكي فعاليتي ارتباطي است. امر ارتباطي به مانند هرمي سه ضلعي است كه از سه وجه برخوردار است. گرافيك محيطي زماني ميتوانند به حد متعالي برسند كه عناصر اين هرم نظير: فرستندگاني آگاه، ارتباطگر يا طراح آگاه و جامعه آگاه را داشته باشيم. در كنار آن طراحان ما بايد اين نكته را در نظر بگيرند كه هيچ كس در تئوري، طراح نميشود؛ به هنر بايد در كوششهاي عملي دست يافت. نيروي انساني ماهر بايد در مراكز آموزش عالي تخصص لازم را كسب كند و تبليغات را به شيوه علميفرا گيرد. حضور اساتيد مجرب و افراد متخصص در مراكز آموزش عالي ميتواند دانش و مهارت لازم را در اختيار دانشجويان قرار دهد. با فرهنگسازي در مخاطبان ميتوانيم بستر مناسبتري را براي تبليغات خود فراهم كنيم.

خلاقيت در گرافيك محيطي
امروزه محيطي سالم براي زندگي انسان از اهميت بسيار فوق العاده اي برخوردار است. لذا ضروري است كه طراحان، مسئولان و متخصصين آن را به گونه اي طراحي كنند، كه شرايط زندگي و زيستن در آن همواره از نظم، منطق و زيبايي لازم برخوردار باشد. هم اكنون شهرهاي جهان مملو از علائم، نشانه ها و ديگر عناصر گرافيكي آموزش دهنده و اطلاع رسان است كه عامل ايجاد نظم و ياري دهنده مديران و مجريان براي به اجرا درآوردن قوانين و مقررات و ابزار توسعه اقتصادي محسوب ميشود. شهرهاي مهم جهان در زمينه تجارت و گردشگري با يكديگر در رقابت هستند و پيوسته در حال يافتن روشها و نشانه هاي جذابتر و گوياتر براي راهنمايي و جلب توجه بازديدكنندگان هستند. در عين حال همه ساله ساختمان ها و مراكز بسياري در دنيا ساخته ميشوند كه به دلايل مشابه، گرافيك محيطي جديدتر و خلاقانه تري را ارائه ميكنند. نشانه هاي تصويري خدماتي، علائم راهنمايي و رانندگي، سيستم هاي هدايت تصويري و نوشتاري براي اماكن خصوصي و عمومي، آگهي هاي تجارتي و دهها مورد ديگر نقش بسيار مهم و انكار ناپذيري را در ارائه خدمات، راهنمايي، تسهيل در امر تردد و حمل و نقل شهري و اطلاع رساني ايفا ميكنند.
طراحان گرافيك محيطي مي توانند در كنار معماران، شهرسازان و ديگر عوامل دست اندركار طراحي و ساخت و ساز محيط هاي شهري در ساماندهي صحيح عناصر گرافيكي محيطي، فعاليت نمايند.
شايسته است عناصر گرافيك محيطي، علاوه بر برخورداري از كيفيت مناسب در كاربرد و ارائه خدمات، با بهره گيري از جنبه هاي زيبايي شناختي و روانشناختي، به گونهاي طراحي و خلق شوند كه موجب آرامش، آسايش، نشاط و تحمل و استقامت انسان، در محيط هاي صنعتي و زندگي ماشيني امروز باشند. شنايي با فرهنگ جامعه و شناخت هنجارها، ارزش ها، حوزه هاي كاربردي گرافيك محيطي آداب و رسوم و قوانين آن، بيشترين اهميت را در طراحي گرافيك محيطي دارد. وقتي طراح با فرهنگ و روحيات مردم جامعه آشنايي عميقي داشته باشد به آساني ميتواند، با بياني روشن و آشنا، ارتباط ساده و عميقي را با مخاطب برقرار كند. گرافيك محيطي، علمي است كه در آن چگونگي استفاده از انواع فرم ها، رنگ ها، نقش ها و تصاوير گوناگون به روشي ماهرانه، اصولي و برنامه ريزي شده، در جهت بهتر و ساده تر شدن روابط، اطلاع رساني و جهت يابي و همچنين ساختن زيبايي هاي محيط عمومي، مطرح شده و مورد بررسي قرار ميگيرد. بر اين اساس، دامنة عملي گرافيك محيطي بسيار گسترده است:

  • علائم، نمادها و نقوشي كه به مكانهاي عمومي مانند فرودگاهها و بيمارستانها و …
    اختصاص دارد .
  •  علائم راهنمايي و رانندگي
  • تابلوهاي اطلاعات در مورد ساعت ورود و خروج قطارها و پرواز هواپيماها، تابلوهاي راهنمايي مسير مسافر، محل پياده و سوارشدن و غيره
  •  طرحهاي گرافيكي و نوشته هاي سردر فروشگاه ها، نماد ساختمان ها و نوشته هاي روي كاميونها و ساير وسايل حمل كالا هستند همراه خاصي هاي نشانه با گاهي كه اند شده تشكيل هايي نوشته از عمدتا علائم اين مناسبت ها و جشنواره ها در بسياري از موارد كاربرد مشهود گرافيك محيطي را مي توان بوضوح مشاهده نمود. يكي از موارد استفاده در جشنواره ها و مناسبت ها مي باشد كه كاربردهاي متنوعي اعم از تبليغاتي ، فرهنگي ، آموزشي و مذهبي دارد. از موارد مذكور مي توان به ابزاري شبيه بنر هاي متنوع در بخش هاي مختلف ، استندهاي ايستاده ، فيلم هاي تبليغاتي و مذهبي ، اشكال روي ديوار ، نمودهاي مذهبي و … بسياري ديگر را نام برد كه در اين موارد ، تنوع و رنگ بندي آن كه هر كدام متعالي از معني خاصي مي گردد و قابل تامل مي باشد.
  • شاخه های مختلف هنر محیطی

    Environmental Art هنر محيطي

    اغلب شامل دغدغه هاي اكولوژيكال (بوم شناختي) است. اما اين تنها خصيصه قابل ذكر اين نوع هنر نبوده و اين گونه هنري تعاريف متنوع و متغيري داشته است. اين تنوع توصيفها از اولين روزهاي پيدايش واژه (كه بيشتر ايدههاي هنري هنرمند مد نظر بود) تا به امروز كه بيشترين دغدغه اش حفظ محيط زيست است، وجود داشته است .

    تفاوت لغوي در Ecological و Environmental  بيشتر به تفاوت محيط و فضا برمي گردد. تعريف لغوي واژه اكولوژيكال ، مشخصا به اكوسيستم ها و چرخه هاي زيست محيطي و ارتباط متقابل ارگانيسم هاي زنده در محيط توجه مي شود ولي در تعريف لغوي واژه بيشتر، هر نوع شرايط و فضاي خارجي را مد نظر داريم. پس اين واژه، ،Environmental عمومي تر بوده و دامنه اي از فضا تا اكوسيستم ها را در برميگيرد. حتي مواردي چون سياست هاي انرژي، بازيافت كاغذ و حيات ريزارگانيسم ها قابليت آن را دارند تا در لواي واژه طبقه بندي شوند .

     Environmental Eco Art هنر بوم شناختي

    اين واژه در واقع خلاصه اكولوژيكال آرت است. اين شاخه از هنر به جنبشي اشاره دارد كه به مسايل زيست محيطي حساس بوده و معمولا متضمن همكاري هنرمند با ديگران و به بيان ديگر مشاركتي است. رويكرد بازيافت يا احياي محيط و طبيعت، يكي از متداول ترين رويكردهاي اين شاخه بهحساب ميآيد. نيز در اين شاخه، دوستداري محيط زيست، خود به مثابه روش و متد، نقش مهمي ايفا ميكند. در اين شاخه ، كاركرد در مرتبه اول قرار داشته و بر فرم برتري دارد. به ديگرسخن، اين كاركرد مورد نظر است كه استفاده از فرمي خاص را اجتناب ناپذير ميكند .

    Restoration Art هنر ترميمي

    يا هنر ترميمي، به شاخهاي از هنر اطلاق ميشود كه بازيابي و ترميم طبيعت آسيب ديده، و اكوسيستم هاي صدمه خورده يا حتي آلوده را وجه همت خود قرار داده و در اين راستا عمل ميكند. البته اين شاخه را معمولا شكلي از اكوآرت ميدانند.

    Ecovention Art

    يعني زيست محيط + ابداع بوجود آمده و به Envention و Ecology از تركيب دو واژه گرايشي از هنر زيستمحيطي اشاره دارد كه بيشتر هنرمندمحور است و كمتر مشاركتي. اين شاخه ي هنري، با هدف تغيير شكل فيزيكي يك زيست بوم مشخص، راهكاري خلاقانه را درپيش ميگيرد. البته بايد توجه داشت كه اين واژه، واژهاي نو است و بسياري از كارهايي را كه روزي با عناوين ديگر از قبيل لندآرت ميناميديم، امروز و با اين تعريف،Ecovention art ميخوانيم. اين شاخه هنري بيشتر متضمن ارايه اثر (مثلا در نمايشگاه) است و امروز و با گسترش موج موسوم به ارايه گري، بيشتر مورد اقبال واقع شده است.

گرافيك محيط زيست (1)

طراحي محيط زيست يك ميدان بدون مرز است و بنابراين معمولا اشتباه گرفته. به عنوان يك حرفه اي چند رشته اي ادغام بسياري از زمينه هاي مختلف، از آن آسان است به درك كه چگونه هر كسي كه به طور مستقيم درگير نمي خواهد اشتباه گرفته شده است. ، با اين حال، آن است كه عدم تعريف روشن است مسلما يكي از نقاط قوت حرفه اي. واضح است كه جنبه گسترده ترين اشتباه طراحي محيط زيست اين است كه اغلب به اشتباه با پايداري و جنبش هاي اخير “سبز” همراه است. در حالي كه اين مهم است كه در نظر گرفتن مواد پايدار و سازگار با محيط زيست در خصوص شيوه هاي طراحي ما، كلمه محيط زيست خرس هيچ رابطه اي به محيط زيست طبيعي است. با استفاده از اصطلاح “طراحي گرافيك محيط زيست” راهي براي تشخيص اين عمل از آن “طراحي گرافيك معمولي”، و يا به جاي طراحي در محيط سه بعدي به عنوان مخالف به يك رسانه دو بعدي مانند كاغذ چاپ و يا صفحه نمايش است.

همراه با فقدان از مرزهاي تعريف و روشن، بخشي از سردرگمي ناشي از بسياري از شرايط مختلف مورد استفاده براي توصيف آنچه كه ما انجام مي دهند. گرافيك محيطي، گرافيك فقط تعداد كمي از شرايط استفاده supergraphics علامت، و ،wayfinding ، معماري مي شود كه سابقه حرفه اي ما شده اند. ديگر اصطلاح “طراحي گرافيك محيط زيست” است كه به طور گسترده توسط متخصصان صنعت استفاده مي شود. بياييد نگاهي به در چگونه ديگران توصيف آنچه كه ما انجام مي دهند، براي اولين بار از انجمن طراحي گرافيك محيط زيست: ، SEGD طراحي گرافيك محيط زيست پذيراي بسياري از رشته هاي طراحي از جمله گرافيك، معماري، داخلي، چشم انداز، و طراحي صنعتي، همه در رابطه با جنبه هاي بصري ارتباط با هويت و اطلاعات و شكل دادن به ايده از محل. ،wayfinding ،wayfinding شامل سيستم هاي EGD برخي از نمونه هاي رايج از كار توسط پزشكان گرافيك معماري، علامت، طراحي نمايشگاه، گرافيك هويت، محيط هاي پويا، طراحي شهري، طراحي خط تصويري، خرده فروشي و طراحي فروشگاه، نقشه برداري، و محيط مضمون.

بعد تعريف كوتاه) يك حرفه اي طراحي آغوش بسياري از رشته هاي EGD) طراحي گرافيك محيطي طراحي شامل طراحي گرافيك، معماري، طراحي صنعتي و معماري منظر است. پزشكان در مربوط مي شود، در ارتباط با هويت و علامت wayfinding اين زمينه با جنبه هاي بصري هاي تجاري، طراحي اطلاعات و شكل دادن به حس مكان است. برخي از نمونه هايي از كار توليد شده توسط طراحان گرافيك محيطي عبارتند از: طراحي و برنامه ريزي برنامه هاي مشاوره كسب و كار، نمايشگاه و طراحي تفسيري، محيط هاي wayfinding ، علامت تفريحي، طراحي خرده فروشي، طراحي اطلاعات از جمله نقشه ها، و همچنين به عنوان يادبود و برنامه هاي تشخيص دهنده. به عبارت ساده، ما داستان ها و يا پيام هاي برقراري ارتباط و اطلاعات را از طريق محيط ساخته شده را مي گويند. ما را به اطلاعات پيچيده و آن را ساده و آسان به درك (مانند بسياري از طراحان انجام مي دهند)، تنها ما اين كار را در محيط هاي سه بعدي مانند شهرها، سيستم حمل و نقل عمومي، موزه ها، كسب و كار و مجتمع هاي پزشكي و يا فروشگاه هاي خرده فروشي.

تاريخچه طراحي گرافيك محيط زيست

هنر و طراحي به طور چشمگيري تغيير در آغاز قرن 20 جنبش هنر نو در سال هاي زوال آن بود، هموار راه را براي هنر و صنايع دستي و جنبش هنر مدرن تر است. تا هم اكنون در حال يكديگر است، اما به ندرت تعامل skirting ، توسعه طراحي شده بود در موازي به معماري است طراحي ورودي ايستگاه براي Guimard بسيار. در نهايت در سال 1899 ، معمار هكتور سيستم جديد مترو پاريس ، در طول 1900 پاريس نمايشگاه سال نمايشگاه جهان باز مي شود . نه تنها سازه يك تعجب از هنر معماري نو، اما آنها با موفقيت حروف را به معماري يكپارچه، تبديل شدن به يكي از اولين، به طور گسترده “Metropolitain” اي به رسميت شناخته شده و مستند نمونه هايي از طراحي گرافيك زيست محيطي. طراحي و معماري ادامه داد: از اوايل قرن 20 تكامل، كه سال قبل و پس از جنگ جهاني اول و همچنين تحت تاثير قرار باوهاوس . هنرمندان و معماران مانند فرانك لويد رايت ، چارلز در طول 30 سال آينده به شهرت Eames هربرت باير و ري و ، Gaudi آنتوني رسيد. در پس از جنگ رونق اقتصادي 50 و 60 طراحي و معماري با هم ادغام شدند بيشتر به عنوان فضاهاي معماري بزرگ در اندازه و پيچيدگي. فضاهاي هاي تركيبي تجاري و حمل و نقل مورد نياز توجه بيشتر به طراحي علامت و سيستم هاي ناوبري. توسط 1970 اصطلاح “طراحي گرافيك محيط زيست” آمد مورد استفاده قرار گيرد براي توصيف رابطه نزديك بين معماري و طراحي ارتباطات، و پس از تشكيل انجمن طراحي گرافيك محيط زيست در پاسخ مستقيم به رشد حرفه اي. سريع به جلو چند دهه و شما تاثير درك. طراحي گرافيك محيط زيست است در همه جا، به ويژه در جايي كه شما آن را درك نمي كنند. هر ساختمان جديد ساخته شده نياز به يك ها، wayfinding سيستم علامت، هر ايستگاه قطار جديد نياز به نقشه ها و برنامه هاي موزه ها نياز به ارتباط برقرار حجم انبوهي از اطلاعات به جمعيتي گسترده و فروشگاه هاي خرده فروشي بايد به شدت مارك. براي يك رشته نسبتا جديد، ما يك راه طولاني در 50 سال گذشته آمده است.

 اهميت طراحي گرافيك محيط زيست

اگر شما تا كنون با موفقيت پيمايش يك شهر جديد، در ترمينال فرودگاه درست است وارد و يا چيزي جديد در موزه آموخته ايد در حال حاضر اهميت طراحي زيست محيطي نشان داده شده است. در واقع، طراحي گرافيك محيطي خوب يك مثال خوب در ارتباط با ارزش و اهميت طراحي به طور كلي است. طراحي محيط زيست نقش كليدي اغلب ناديده گرفته اما به ندرت مورد مناقشه در مردم است كه چگونه با تعامل و تجربه محيط ساخته شده است. به عنوان زمينه طراحي گرافيك زيست محيطي رشد كرده است و بالغ، ارزش و تقاضا آن را افزايش داده است نيز هست. علامت هاي خوب طراحي شده است به عنوان يكي از عوامل كليدي به رسميت شناخته شده به افزايش رفاه و ايمني. كساني كه در خارج از حوزه آمده محيط هاي پيچيده و بالا بردن demystifying اند به درك نقش طراحي محيطي در كيفيت زيبايي شناختي خود را، به بازديد كننده اجازه مي دهد يك تجربه مثبت تر و لذت بخش است.

هنر محيط پيرامون در وهله نخست نوعي ارائه اثر در دل طبيعت به منظور ارتباط مستقيم و گسترده با مخاطب عام و توجه بيشتر به محيط زيست است كه ريشه در تحولات و جريان هاي صنعتي دوران معاصر دارد.از اين منظر وجه تمايز اين هنر ،محل ارائه آن در برابر مكان هايي متعارف همچون موزه و گالري است. هنر محيطي خود را بلاواسطه در برابر عموم قرار مي دهد و گاه انقدر نزديك كه مخاطبش را در خود مي گيرد و فرصتي را فراهم مي كند كه بار ديگر انسان را به طبيعت وارد كند. گفته مي شود ،يكي از مهمترين نقش هايي كه هنرمند به عهده دارد ،بازنمايي موضوعات آشنا در اشكال ناآشناي جديد است به گونه اي كه شايد بيشتر،جهان را متوجه بحران هاي زيست محيطي كند.

از نظر هنرمند ضمن حضور در طبيعت با باز انديشي و افزودن و يا كاستن عناصر در طبيعت اطرافمان به بازنمايي آنها در هيأتي نو مي پردازد، كه اين آثار الزاما مانا نيستند. از اينرو اين هنر بواسطه عكاسي و تصويربرداري ثبت و در نمايشگاه ها و محيط هاي مجازي بواسطه رسانه هاي متنوعي ارائه ميشود هنرمندان محيطي معاصر معتقد بودند كه فعاليت هاي گسترده آفريننده در جوامع پيش از صنعت،هنوز الگوي هنري به جايي است و مي تواند در ميان بسياري از جنبه هاي زندگي مدرن به گونه اي مؤثر عمل كند،واز اين راه نقشي را كه هنر در جهان ايفا مي كند،گسترش دهد. انواع تازه فضاها براي در بر داشتن و بيان اين ديدگاه وسعت يافته هنر و زندگي لازم بود تا بتواند به طريقي تازه، سازمان و راز فوق العاده جهان و نحوه تأثيرگذاري ما را بر جهان تجربه كند. پيش از هر چيز، اين كار بازگشت به طبيعت را نشان مي دهد،نه (طبيعت)

روستايي و ايده ال شده قرن گذشته،بلكه ديدگاهي گسترش يافته از محيط و آگاهي نسبت به نقشي كه قواي اقتصادي،رواني،فرهنگي،و زيستي در حيات ما دارند.اين هنرمندان به عنوان كيمياگراني امروزين عمل مي كنند كه عناصر عادي را به رويدادها و ساختارهاي جادويي بدل مي كنند،ساختارهايي كه روان هاي ما را تازه مي گرداند. در اين فضاها الگوهاي كهنه انديشه با تجربه هاي تازه جايگزين مي شوند كه براي درك جديد چشم انداز شهري و ارتباط ما با گياهان و جانداران،تاريخ شناخت زمين،معناي نمادين سرپناه وتغيير ارتباطات اقتصادي- اجتماعي فرصتي در اختيار ما قرار مي دهد.هنرمندان محيطي ايفاي نقش هاي مستقيم در طبيعت را برگزيده اند:زيستن،تجربه و كنش متقابل با آن،و نه فقط نمايش آن.در نتيجه،علاقه واقعي اين افراد در كل (روند) آفرينش هنري است،نه فقط محصول تمام شده اش.هدف آنها از كار با محيط طبيعي،تصورات مفهومي،بدن هاي خود و تجربه هاي شخصي، درك دروني زندگي و زيست است. اين بينش گسترش يافته جايگزين توجه سنتي هنر،و نمايش بصري شده است.

آنچه اين هنرمندان در آن شريك اند،نه موضوع،مواد خام يا روش هاي كار ، بلكه علاقه آنها و تعهدشان به ديدگاهي گسترده تر از آفرينش هنري و از اين راه كشف خود است.بر اثر كنش هاي متقابل اين عناصر،فضاهايي شخصي،رواني و جسماني آفريده شده است كه همانند هنرمندان سازنده آنها منحصر به فردند. هنر محيطي در لغتنامهي آكسفورد فرمي هنري است كه در آن هنرمندان فضايي 3 بعدي بصري، آور هِيجان و برانگيزاننده حس چندين با آن در تواند مي تماشاگر كه ميكنند خلق را شنيداري، حركتي، لمسي، و حتي بويايي، به شكلي درگيرانه مواجه شود. فضايي كه بنا بر اين تعريف حتي در گونههايي از برنامههاي شهربازي هم ديده ميشود اين لغتنامه علاوه دكورهاي و شويترز كورت آثار در را هنر اين تر قِديمي هاي نمونه فوق كلي تعريف بر به محيطي هنر اما . گيرد مي پي سورئاليست هنرمندان 30 دهه هاي نمايشگاه پرجزئياتِ عنوان يك جريان به شكل رسمي در اواخر دهه 1950 ميلادي آغاز و در دهه 1960 شكوفا محيطي هنر اصطلاح .ِ يابد مي ارتباط ها هپنينگ با نزديك طور به كه زماني يعني شود، مي در اين دوره به شكلي يله و رها به كار ميرفت و گاهي اوقات به هنر زمين و چيزهايي از اين دست اطلاق ميشد. اين هنر بيش از آنكه خلقكنندهي محيطي براي دربرگرفتن و جذب مخاطب باشد در گونهي هنرهايي دستهبندي ميشود كه دخل و تصرف در محيط طبيعي را هدف خويش قرار دادهاند.

در كليترين حالت ميتوان گفت كه هنر محيطي روشي است براي بهبود و ارتقاي رابطهي ما با طبيعت. از مشخصه هاي هنر محيطي ميتوان به موارد زير اشاره كرد: .گذرا بودن و تغييرشكلهاي آني و زودگذر .تعريف كار براي مكاني خاص نوعي هماهنگي بين بخشي از محيط با اثر خلق شده. .همكاري با فعالان حيطههاي ديگر مثل دانشمندان ، پژوهشگران ، آموزگاران و… درباره اهداف و ويژگيهاي هنر محيطي نيز ميتوان به موارد زير اشاره كرد: .هنر محيطي ، طبيعت و فرايندهاي آن را تفسير كرده و درباره آنها اطلاعرساني ميكند. .دغدغه هنر محيطي، مواد و نيروهاي طبيعي است، پس آثار هنري خلق شده در اين حوزه گاه متاثر از نيروهاي طبيعي مثل باد، باران، صاعقه، زمينلرزه و … است . .هنر محيطي، ديدي جديد از رابطه ما با طبيعت را در برابرمان قرار داده و راهكارهايي نو براي همزيستي با محيط اطراف در اختيارمان ميگذارد . .هنر محيطي، گاه در مسير احيا و بازآفريني محيطهاي آسيبديده قرار ميگيرد. براي نمونه، اكو سيستمهاي آسيبديده را به روشهاي هنري و زيباشناختي، احيا و بازآفريني ميكند.