گرافيك محيطي چه عرصه هايي را در بر مي گيرد

گرافيك محيطي اعم از محيط هاي باز و بسته، عرصه هاي گوناگون را در بر مي گيرد، كه در هر دوي اين ها، نقش عمده آن (اطلاع رساني) مي باشد. محيط هاي بسته شامل فضاهاي داخلي كليه ساختمان ها اداري و تجاري، مترو و همچنين نمايشگاه ها و فروشگاه ها مي باشد كه در آنها با استفاده از اشكال و حروف و انواع تابلو، اطلاعات لازم به مراجعه كنندگان داده مي شود.

در محيط هاي باز نيز همچون پارك ها، خيابان ها و معابر شهر و اساسا كليه فضاهاي باز واقع در شهرها و محيط زندگي انسان ، كه طراحي هايي شامل: علائم راهنمايي و هشدار دهنده داخل پارك ها، تابلوهاي سردر فروشگاه ها ، طراحي ويترين هاي مغازه ها ، علائم راهنمايي و رانندگي در سطح شهر، تابلوهاي نام خيابان ها و كوچه ها، باجه هاي مختلف خدماتي از قبيل تلفن، پست و…، در محدوده گرافيك محيطي قرار دارند. گرافيك محيطي نقش مهمي را نيز در تبليغات ايفا مي كند ، از جمله در تبليغات تجاري و تبليغات فرهنگي، اكنون به طور اختصار نگاهي گذرا بر اين دو مي اندازيم:

گرافيك محيطي وتبليغات فرهنگي

آنچه كه ميتوانيم برايش تقدم و تاخر قايل شويم تمدن است و انسان با فرهنگ وارد تمدن ميشود و اكنون اين انسان متمدن است كه در دام انواع و اقسام كشمكش هاي روحي و جسمي دست و پا ميزند، براي رهايي و آزادي نياز به پرواز دارد، پروازي از درون خود به بيرون و شايد براي اين پرواز، بالي بهتر از فرهنگ و هويت خويش نيابد. پس بايد با آن آشنا شود و با بهره گيري از آن در جهات مختلف زندگي، خود و جامعه اش را باور كند. اين نقطه اي است كه تبليغات فرهنگي مي تواند پا به عرصه وجود بگذارد و رسالت خويش را به انجام برساند. امروزه در سراسر دنيا واژه تبليغات فرهنگي معاني خاصي پيدا كرده و آن هم براساس تعريف فرهنگ و تبليغ از ديد آن جامعه خاص مي باشد. در كشور ما نيز اين تبليغ حول محورهاي خاصي دور ميزند كه مربوط به باورها وديدهها و فرهنگ جامعه ماست و در اينجاست كه دوباره صحبت از هنر به ميان خواهد آمد، هنري كه بايد خادم جامعه باشد و انديشه ها و آرمانهاي والاي بشري را كه سبب رشد انسان ميشوند، جاودان و ماندني كند به گونهاي كه بر همهاقشار جامعه تاثيرگذار گردد.

هنرهاي تجسمي، تجليات عالي زبان بصري هستند و بنابراين ابزارهاي آموزشي اند كه قيمتي بر آنها متصور نيست. اكنون وظيفه گرافيك محيطي اين است كه از نظر اجتماعي پيام مفيدي برساند و هم چشم را به واسطه آن ، ذهن را جلب كند و در نتيجه نظم لازم را براي ديدن آن سوي سطوح چيزهاي قابل رويت به ذهن بدهد و در شناخت ارزشهاي لازم براي يك زندگي كامل و لذت بردن از آن راهنماييش كند. اگر شرايط اجتماعي، گرافيك محيطي را به عرصه پيام هاي موجه، در وسيع ترين و عميق ترين مهفوم اجتماعي آن ملزم سازند، اين هنر ميتواند بطور موثر به آمادهسازي راه براي هنري موثر و مثبت ياري رساند. هنري كه بتوان پيام خويش را به مردم برساند و از طرف آنها درك شود. از ميان اهدافي كه گرافيك محيطي مد نظر دارد، هدف هاي كاربردي از بقيه مهمتر و در حقيقت در اولويت قراردارد كه البته بعد از دستيابي به اهداف گوناگون كاربردي خود، مي بايد فرهنگ ساز نيز باشد و اگر گرافيك محيطي با اصولي صحيح و متناسب انجام شده باشد تا حدود بسيار زيادي ميتواند در گسترش فرهنگ جامعه تاثير داشته باشد.

رشد گرافيك محيطي به چند عامل وابسته است از جمله رشد كيفي فكري مديريتها و وجود طراحاني باخلاقيت هاي بالا. البته اين رشد تنها به گرافيك بر نميگردد، بلكه به مجموعه عواملي منتهي ميشود كه ساختارها يا خلاقي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي نيز در آن رشد يافته باشند. مشخصه هاي سنتي و فرهنگي مي تواند در برقراري ارتباط بهتر و سريعتر نقش مهمي داشته باشند زيرا افراديكه در يك جامعه زندگي ميكنند داراي فرهنگ خاص آن اجتماعي نيز ميباشند. بنابراين بهتر است ارسال پيام براي آنان به زبان و شيوهاي آشنا و سنت هاي خودشان طراحي شود كه برايشان ملموس تر و گوياتر باشد تا در قالب هاي فرهنگي و سنتي بيگانه.

رنگ، نقش مهمي در يك طرح دارد كه اولين وظيفه آن جلب توجه مخاطب است و در مرحله بعدي نقش مكمل عناصر تصويري ديگري براي موفقيت در ارسال پيام را ايفا ميكند.

حروف نوشتاري نيز در برقراري ارتباط سريعتر نقش مهمي دارند و در واقع آنها تكميل كننده يا تاكيد كننده تصوير مي باشند.

در گرفيك محيطي ابزارها و عوامل مختلفي براي ارائه اطلاعات وجود دارد كه از هركدام براي بيان نوعي خاص ازايجاد ارتباط ميتوان استفاده كرد. مثلا بالون ها و تبليغات برروي وسايل نقليه مربوط به گروه ايجاد ارتباط توسط سوژه هاي متحرك مي باشند. همچنين بيلبوردها بايد در مكان هايي مورد استفاده قرار گيرند كه كه فضاي اطراف آنها وسيع باشد مانند بزرگراه ها كه اغلب مخاطب با سرعت بيشتري از مقابل آن ميگذارد و بايد به گونه اي باشد كه به سرعت بتواند ارتباط لازم را برقرار كند. نسبت ميزان ارتفاع نصب بيل بورد با طول و عرض آن نيز از نكته هاي حائز اهميت مي باشد و بايد بطور دقيق محاسبه شود. كارآيي بيل بورد در شب نيز بحثي است كه بايد همراه با عوامل ديگر مربوط به بيل بوردها با دقت بررسي و طراحي شود و با استفاده از سيستمهاي نوري مناسب پيام دلخواه در شبها نيز به مخاطبين احتمالي القا شود.

با آنچه درخصوص آشنايي با گرافيك محيطي و اهميت و نفش آن در جامعه هاي شهري گفته شد، به اختصار شرحي پيرامون اهميت حضور گرافيك محيطي در روابط عمومي ها بيان ميشود; از آنجا كه هدف روابط عمومي جلب مشاركت و همراهي افكار عمومي در زمينه هاي مختلف است و همچنين واحدي است كه ارتباط كاركنان با مسئولان و نيز مسئولان با مردم را برقرار ميكند. بايد اين رسالت خود را با استفاده از روش هاي ويژه، به خوبي انجام دهد.

گرافيك محيطي يكي از آن مواردي است كه ميتوان با شناخت و به كارگيري اصولي آن در روابط عمومي ها، برقراري ارتباطات ياد شده را گسترش داد. امر تبليغ نيز در روابط عمومي نقش مهمي را ايفا ميكند; تبليغ به معناي تغيير افكار و انديشه براي آنچه تبليغ ميشود. بهترين و گوياترين زبان براي اين منظور، هنر گرافيك است. چرا كه هنر گرافيك آينه شفافي از مسايل جاري و فرهنگي است و تمام لحظه ها زير و بم هاي روحي و فكري جامعه را ثبت و منعكس ميكند. بنابراين، هنر گرافيك در روابط عمومي اهميت خاص خود را مي يابد. گرافيك محيطي نيز بخشي از اين هنر است:يعني آنجا كه مسئله ارسال پيام و دادن اطلاعات لازم به مخاطب در محيط كاري پيش ميآيد، گرافيك محيطي قدم به عرصه مي گذارد و نقش خود را ايفا ميكند. براي مثال يك سازمان يا وزارتخانه را در نظر ميگيريم كه روزانه تعداد زيادي از افراد جامعه آنهم با فرهنگ ها و نگرش هاي متفاوت اجتماعي، به خاطر نيازي كه دارند به آنجا مراجعه ميكنند. در ابتداي ورود، گرافيك محيطي موجود بايد به نوعي طراحي شده باشد كه فرد براي رسيدن به قسمتي كه لازم است به آنجا مراجعه كند، دچار مشكل و سرگرداني نشود و با ديدن تابلوهاي مخصوص راهنما به راحتي به محلمورد نظر برسد. نوع تابلو، رنگ، اندازه و نوع خط هاي نوشتاري، علامت ها و نمادها و همچنين محل نصب آنها از اهميت ويژهاي برخوردار است. پس از آن، علامتهاي داخل محوطه ها راهروها و اتاقها نيز بايد همين ويژگيها را داشته باشند.

بنابر آنچه كه بيان شد، اولين اهميتي كه براي گرافيك محيطي قائل ميشويم، همان برقراري ارتباط براي راهنمايي و اطلاع رساني به مخاطب است و در دومين نقش خود، وظيفه زيباسازي محيط را برعهده ميگيرد، زيرا انسان به طور ناخودآگاه خواهان زيبايي و توازن و تعادل و آراستگي است و از زشتي ها و ناهنجاري ها دوري ميجويد ، حضور در محيطي كه همه عنصرهاي آن به طور صحيح در جاي خود قرار گرفته باشد و رنگ ها در هماهنگي و تضاد، هركدام به وظيفه خود به درستي عمل كنند، براي هر انساني، به راستي لذت بخش است و روح خسته از كشاكش و مسايل روزمره زندگي او را به آرامش دعوت ميكند.

نوشته: مسیب استوار