هنر گرافيك محيطي در جهان

هزاران سال پيش پدران ما در زندگي ابتدايي و بدوي خويش درآن هنگام كه پس از روزهاي نبرد در جنگلهاي انبوه به شكار دست ميافتند و با تحفه گرانبهاي خود نزد خانواده خويش در غارهايي كه مأمن و مأواي آنان بود باز مي گشتند اهل خانه و غارنشينان ديگر را در ضيافت شكارخويش سهيم مي كردند چرا كه مهمترين رويداد در زندگي ابتدايي ايشان شكار و دست يافتن به غذا بود. انسان همانطور كه نياز به غذا ، آتش و پرستش را احساس مي كرد نياز به خلق اثر را نيز ذاتا در وجود خود لمس مي كرد. او با ابتدايي ترين ابزارها يعني چوب و سنگ و ماندگارترين رنگها يعني خون حيوانات و رنگهاي گياهي نقوشي را براي تزئين خانه سنگي خود بر روي ديواره غاربه ساده ترين شكل كه يك انسان غارنشين مي تواند ترسيم كند نقش كرد كه طبيعتا نقش حيوانات مورد علاقه او از جمله گاو وحشي ، كرگدن و… بود . (نقوش به جاي مانده از انسان اوليه در غار لاسكو واقع در اسپانيا گواهي بر اين مدعاست.) دست به اين شيوه از نقاشي زده بود نمي درآن هنگام كه اوصرفا براساس قريحه ذاتي دانست كه هنري را بوجود آورده كه 6000 سال پس از آن فرزندان او نام گرافيك را براي آن برمي گزينند!

پس از آن در فاصله سالهاي 1300 تا 1600 پس از جنگهاي صليبي و شكست بزرگ صليبيون از مسلمانان، اروپا (امپراتوري روم) دچار تحولات بزرگ فرهنگي، علمي و هنري گرديد. و در اين 3 قرن بزرگاني چون چون لئوناردو داوينچي ، ميكل آنژ، دوناتلو و… بود كه هر كدام به نحوي در زمينه ادبيات و نقاشي و معماري خدمات ارزنده اي را به جامعه هنري جهان عرضه داشتند. در اين تحول كه رنسانس نام گرفت ( رنسانس در زبان فرانسه به معني زايش مجدد يا نوزايي است) هنر نقاشي به اوج پيشرفت خود نائل آمده بود و سبكهاي هنري متفاوتي پا به عرصه گزارده بودند و نياز به نوعي هنر تصويري مدرن كه با آن بتوان پيامهاي ديداري را سريعتر به مخاطب انتقال داد احساس مي شد. سالها پس از آن هنرمنداني همچون فرانسيسكوگويا كه اولين تكنيكهاي چاپ فلزي (گراور) را عرضه كرده بود و نقاشيهاي خود را از جنگهاي داخلي اروپا بوسيله چاپ و حك كردن روي فلز جاودانه مي كردند.

دراين گذر هنرمندان تأتر كه در سالهاي پس از رنسانس به تحولات بزرگي در هنر نمايش دست يافته بودند، نياز به اطلاع رساني نمايشها و برنامه هاي خويش را احساس مي كردند بدين روي با كمك هنرمندان نقاش عنصر فونت(حروف) را با هنر نقاشي پيشروي آن زمان تلفيق كرده و اولين اعلانهاي تبليغاتي را بوجود آوردند. پس از آن هنر گرافيك متولد شده و هركشوري به نوبه خود در پشبرد اين هنر و جهاني شدن آن قدمي برداشت. از جمله در كشور آلمان كه از قدرتهاي اروپايي به حساب مي آمد، پس از جنگ جهاني دوم به سرعت به بازسازي هاي زير بنايي خود پرداخت كه در كنار آن هنرمندان نيز از اين موج بي بهره نماندند. در فاصله سالهاي 1919 تا 1933 گروهي از هنرمندان معماري و گرافيك آن زمان از جمله موهوكي ناگه و هانيس مهير گرد هم آمده و اولين مدرسه معماري و گرافيكي جهان را بنام مدرسه باهاوس بنا كردند و به تدريس اصول اوليه گرافيك، گرافيك براي كتاب و مطبوعات و … پرداخته و با وارد كردن علومي چون هندسه مناظر و مرايا (پرسپكتيو) تحول بزرگي در گرافيك و آكادميك كردن آن برداشتند و شاگرداني تربيت كردند كه خود سنگ بناي گرافيك جهان گرديدند.

شايد بي دليل نيست كه هم اكنون كشور آلمان از پيشرفته ترين گرافيك تصويري ، مطبوعاتي و تلويزيوني در جهان برخوردار است. لازم به ذكر است كه ساختمان و كارگاههاي اين مدرسه كه بعدها توسط حكومت نازي تعطيل شد در دو شهر دسائو و وايمار آلمان هم اكنون جزو ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده است.

نوشته: مسیب استوار