هدف از گرافيك محيطي

1.راهنمائي مردم به ساده ترين شكل.

2.زيباسازي از طريق به كارگيري اصولي فرم , طرح و هماهنگي آنها با يكديگر و محيط پيرامون خود.

3.افزايش سطح فرهنگ جامعه در قالب اهداف تبليغاتي, فرهنگي و تجاري از طريق ديوار آگهي ها, بنرها وغيره طراحي محيطي مي كوشد تا بين طرح هائي كه ارائه ميدهد و هر آنچه از پيش در محيط وجود دارد هماهنگي ايجاد كند.

عوامل معيني چون جغرافياي محيط , آب و هوا , نور خورشيد , ميزان بارندگي , نوسان حرارتي , پوشش گياهي و … به عنوان بخشهاي طبيعي و زيست و محيطي و مجموعه عواملي چون نوع معماري و مواد و مصالح”فضاهاي آمد و شد , ميزان تردد و… به عنوان بخش هاي ساخته شده ناشي از حضور انسان عواملي است كه طراح در جريان كار خود بايد آنها را بشناسد و مورد توجه قرار دهد.

گرافيك محيطي و طراحي داخلي، زبان سخن با محيط اطراف است. طراحي داخلي، زندگي همه آحاد جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد و تاثيرات آن در زندگي به وضوح قابل مشاهده است. از اين رو موضوع طراحي داخلي به هيچوجه محدود به اقشار مرفه و خانه هاي اعياني نيست. طراحي داخلي مي تواند براي كل جامعه و طبقات كم درآمد هم مفيد باشد. اگر قناعت را اصل اساسي امروز جامعه بدانيم و قصد داشته باشيم امكان زندگي راحت را در فضاي 40 يا 60 متري آپارتمان ها فراهم كنيم، طراحي داخلي يك ضرورت گريزناپذير خواهد بود. طراحي داخلي مي تواند به ما نشان دهد كه در اين فضاي كوچك چطور و با چه وسايلي بايد زندگي كنيم. از آنجا كه طراحي داخلي در ارتباط مستقيم با ويژگي هاي روحي- رواني انسان قرار دارد، بايستي براي نيل به يك طرح مطلوب، ويژگيهاي رفتارهاي انساني در فضاهاي داخلي زيستي اعم از عمومي و خصوصي، در طراحي به دقت مورد توجه قرار گيرد. از اين رو طراح به هنگام طراحي فضاي داخلي با دومقوله سروكار دارد: كاربرد آن فضا، و احساس و تاثيري كه ميخواهد آن فضا بر استفاده كننده داشته باشد.

طراحي داخلي طيف گوناگوني از عناصر و مولفه ها از قبيل فرم، نور، رنگ، بافت، كف، سقف، ديوار، عناصر كاركردي و تزييني و مبلمان را در برميگيرد. اين عناصر ابزارهاي كار طراح هستند كه همگي بايد بهطور هماهنگ و متناسب در يك طرح مرتبط و خوشايند قرار گيرند. طراحي داخلي كه در حد واسط ميان معماري و طراحي قرار ميگيرد، به همان ميزان كه شامل جنبه هاي كاربردي، ساختاري و فني ميشود، طراحي تجسمي و جنبههاي بصري و زيبايي شناسانه را نيز در بر دارد. از اين رو طراحي داخلي اغلب در رديف هنرهاي تجسمي به حساب آمده است و براي موفقيت در آن، بايستي تا حد نسبتا زيادي با عناصر و اصول طراحي تجسمي و مبادي سواد بصري آشنا بود. طراحي داخلي مجموعه دانش فن و هنري است كه با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبيل »  فرم، رنگ، بافت و… سعي در بهينه سازي فضاها و دستيابي به كارايي و كار كرد مناسب» معاني و معناها است. طراحي داخلي با ايجاد مجموعه اي از بايدها و نبايدها « دركنار زيبايي طبيعت در برابر هندسه (معماري » و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا «كثرت ها و كاستي ها داخل در برابر خارج و همچنين قدرت و منطق مردانه از يكسو و احساسات زنانه «( ارگانيك از سوي ديگر(كه در اوج وجود به تفاهم رسيدهاند) مي كوشد ارتباط معنايي و فرمال را مفهوم بخشد. در واقع طراحي داخلي به وسيله اين تركيب ميخواهد به (formal) اهداف مورد نظر خود در طراحي فضا دست يابد.

هنگ در هندسه ميتوان احساسات انساني را بيدار ساخت و در طراحي داخلي با ايجاد ضرب در تمامي ابعاد نفوذ و حركتهايي غير از حركت هاي عمودي و افقي ايجاد كرد. ما در معماري با فركانسهاي نوري كه طول و عرض و ارتفاع را تعريف ميكنند، سروكار داريم و موقعي كه اين سه به موجزترين شكل واقع شود، شما احساس زيبايي ميكنيد. مجموعهاي از اشكال هندسي، كه به صورت مجرد و بي هيچ واسطه اي در فضايي دو بعدي تعين يافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، توناليته رنگهاي استفاده شده و تحريكات حسي موجود در هر اثر، بيانگر هماهنگي دقيق در اجزا است.

انسان به واسطه گرافيك محيطي در كنار طراحي داخلي با محيط پيرامون خود سخن ميگويد، و با ديگران ارتباط برقرار ميكند. طراحي داخلي در ايجاد فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه نقش موثر دارد. محيط مناسب يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهاي ناخواسته رواني رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي هر جامعه است. گرافيك محيط، زيبايي بصري و نظم و هماهنگي مطلوب فضا است. مقصود از تمام طرحهاي گرافيكي براي محيط داخلي و خارجي ايجاد فضايي براي زندگي پر نشاط و سالم و قانع كننده است. مشخص كردن يك مكان از مكاني ديگر، زيباسازي، نظم و انسجام بخشيدن به فضا و گسترش حيطه فعاليت طراحي داخلي، از اهداف گرافيك محيطي به شمار ميرود.

نوشته: مسیب استوار