نظري به هنر طراحي بيلبورد در ايران

آن سيري را كه هنر بيلبورد در غرب طي كرد تا اشكال مختلف خود را در زمينه هاي تجاري ، سياسي ، فرهنگي و غيره بدست آورد ، در ايران نمي بينيم . زيرا همانطور كه چاپ و مطبوعات تقريبا يكباره در ايران رواج يافت ، بهمان گونه نيز اشكال مختلف بيلبورد بي آنكه سير تكويني خاصي را پيموده باشند ، ظاهر شدند و براي مقاصد مختلف مورد استفاده قرار گرفتند.

اگر بخواهيم سابفه اي براي بيلبورد چاپي در ايران بيابيم ، بايستي در اينجا هم به آگهي هاي همگاني اشاره كنيم . منظور اطلاعيه هاي چاپي دولتي و غير دولتي است كه در معابر و مجامع عمومي نصب مي شد ، و پيامي را در معرض ديد عموم قرار داد: مثل اطلاعيه هاي مربوط به نظام وظيفه و غيره . اين نوع آگهي ها غالبا عاري از عناصر بصري جالب بودند ، و صرفا مطالب مفصلي را با حروف يكنواخت ارائه مي دادند. نخستين بيلبوردهاي مصور هم از لحاظ هنري ارزش چنداني نداشتند. بعلاوه محدوديت فن چاپ در آن زمان بر رشد بيلبورد سازي تأثير منفي مي گذارد. در اوايل بيلبوردهاي سياسي و فرهنگي عمدتا از جانب دستگاه هاي دولتي چاپ و منتشر مي شد و غالبا جنبه رسمي و تبليغاتي آنها بر جنبه هنريشان رحجان داشت . در آن زمان هنوز بيلبورد سازان حرفه اي بوجود نيامده بودند و نقاشان در جنب كار خود به طراحي بسيار مشهود بود و « نقاشانه » بيلبورد نيز مي پرداختند . از اين رو دربيلبورد ها گرايشهاي تدريجا از ميان همين نقاشان ، كساني به سوي هنر گرافيك جلب شدند ، كه مرزهاي بين هنر نقاشي و گرافيك را شناختند ، و ويژگيهاي هنر بيلبورد را دريافتند. كوشش هاي اينان و فارغ التحصيلان جديد مدارس هنري داخلي و خارجي بود كه قلمروي هنر بيلبورد در ايران را وسيعتر كرد و به آن تنوع بخشيد . از سوي ديگر توسعه تبليغات براي كالاها و موسسات توليدي و خدماتي و غيره ، موجب رواج بيلبوردهاي تجاري گرديد . به موازات بيلبوردهاي تجاري ،بيلبوردهاي جلب سياحان و بيلبوردهاي فرهنگي و هنري نيز باب شد. اكنون تنها دستگاه هاي دولتي نبودند كه به بيلبوردهاي سفارش كار مي دادند ، بلكه موسسات خصوصي نيز ضمن آشنا شدن با كار كرد اجتماعي اين هنر آنرا براي مقاصد بازاريابي و تبليغات به كار مي گرفتند . بدين منوال بيلبورد سازي گسترش مي يافت اما بيلبورد ساز ناچار بود قيود بسياري را نه فقط از لحاظ ممنوعيت هاي سياسي ، بلكه از لحاظ سليقه مشتريان بپذيرد.

به طور كلي در رژيم گذشته مانند ساير هنرها ، هنر بيلبورد نيز نتوانست واقعا در جهت اعتلاي فرهنگي جامعه و ارتقاء سطح آگاهي مردم خدمت كند . زيرا بخش عمده نيازهايي كه بيلبورد مي بايستي به آنها پاسخ گويد نيازهاي ناشي از اشاعه مصرف كنندگي اقتصادي و فرهنگي بود. اين امر از يك و به نفوذ شكل و محتواي هنر بيلبورد غرب ايران دامن مي زد ، و از سوي ديگر مردم را به انحراف انديشه و ذوق مي كشاند . اما با اينهمه ، ما به نمونه هاي حالبي از هنر بيلبورد ايراني در سالهاي گذشته برخورد مي كنيم. اين نمونه ها غالبا درحوزه بيلبوردهاي فرهنگي قرار مي گيرند و مربوط به فيلمها ، نمايشها ، كتابها و غيره هستند . توفيق هنري اين بيلبوردها بيشتر از آن رو است كه هنرمند بيلبورد ساز ، فارغ از تحميل نظريات سفارش دهنده ، مي تواند فكر و سليقه و فن خود را بهتر ارائه دهد.

در جريان انقلاب اسلامي و پس از آن بيلبورد به ناگهان قيدهاي گذشته را شكست ، و در ابعاد بي سابقه اي ، خود را درجامعه مطرح كرد. در اين سالها به مناسبت هاي مختلف ، ديوارهاي شهرها از بيلبوردهاي متنوع پوشيده مي شوند و با خود پيامهاي مذهبي و سياسي و فرهنگي را مي گسترانند خصلت همه گير شدن بيلبورد ، طبيعتا ملازم با رشد جنبه هاي هنري آن نيست . از اين روست كه درميان بي شمار بيلبوردهاي امروزي ، نمونه هاي ارزنده هنري هنوز اندك هستند . سازندگان اين بيلبوردها دستاوردهاي فني و هنري سالهاي گذشته را به نحو شايسته اي به خدمت گرفته اند تا محتواي جامعه امروز را بيان كند .

نوشته: مسيب استوار