حيطه گرافيك محيطي

گرافيك را بر اساس عوامل گوناگوني تقسيم بندي مي كنند. يك نوع تقسيم بندي بر مبناي محتواي طرح است كه محتواهاي گوناگون را شامل ميشود

محتواي سياسي: 

اهداف گرافيك سياسي و تجاري در يك راستا قرار ميگيرد با اين كه نوع محتوا و آنچه به مخاطب عرضه ميشود، متفاوت است. اهداف اين نوع گرافيك ها از آن جهت مشابه يكديگر است كه اطلاع رساني آن به نفع رساني به شيوهاي است كه نهايتا منافع صاحبان قدرت و ثروت است، در كل اطلاع صاحبان قدرت و ثروت را تأمين خواهد كرد. گرافيك سياسي را ميتوان گرافيك ايدئولوژيكي ناميد كه در آن ايدئولوژي مورد نظر به فروش مي رسد. گرافيك تجاري را بايد شاخهاي از گرافيك دانست كه هدف آن فروش و عرضه كالا است. تجاري يا سياسي بودن ويژگي هايي است كه زمينه فعاليت طراحان را مشخص ميكند. گرافيك فرهنگي نوعي از گرافيك است كه هدف آن تنها اطلاع رساني خواهد بود. اطلاع رساني در گرافيك هنري و فرهنگي به قصد آگاهي است اما در گرافيك سياسي و تجاري آگاهي كه ايجاد ميشود در خدمت منافع صاحبان قدرت و ثروت است و به نوعي اغوا و فريب مخاطب را در پي دارد. تقسيم ديگر بر مبناي وسايل ارتباطي است كه كار گرافيكي را منتشر و در مكان هاي ديگر تكثير ميكنند. نبايد فراموش كرد كه گرافيك امري است كه بايد تكثير شود و فعاليت هنرمند، گرافيك بر مبناي تكثير است. اين تقسيم بر مبناي سيستم چاپ و تكثير است كه بعد از قرن پانزدهم و ظهور صنعت چاپ پديدار شد. سيستم هاي چاپ و نشر موجب شدند كه مطبوعات و كتاب هايي با پهناي وسيع منتشر شوند و با تحولاتي چشمگير نوع خاصي از گرافيك را به كار گيرند. در آن زمان گرافيك بسترهاي تازهاي يافته بود و در چارچوب آن فعاليت مي كرد كه امروزه از آنها با عنوان گرافيك مطبوعاتي و گرافيك انتشاراتي ياد ميكنند.

امروزه كاربرد گرافيك را در رسانه هاي تصويري مي توان ديد و اهميت گرافيك به مراتب افزايش يافته است. بايد اين نكته بيان شود كه هر آنچه شما مي بينيد گرافيك است. پيدايش وسايل ارتباطي جديدتر نظير تلويزيون سبب شد كه رسانه هاي جديد جايگزين رسانه هاي قبلي شوند.

بخشي از طراحان گرافيك در زمره طراحان تلويزيوني قرار ميگيرند كه ابزار كار آنها متفاوت است. تفاوت در نوع ابزار به سبب تحول در شيوه پخش و تكثير است. پيامها از طريق رسانه هاي الكترونيكي و نه فقط رسانه هاي مكتوب منتشر ميشوند. رسانه هاي مكتوب نظير مطبوعات و كتابها گرافيك خاص خود را دارند اما در مورد رسانه هاي الكترونيكي نظير زارها ماهيتا در بكارگيري هنر گرافيك تلويزيون بحثي كاملا متفاوت مطرح است. اين نوع اب با يكديگر متفاوتند. براي مثال گرافيك تلويزيوني با نور كار ميكند؛ اما در مطبوعات با وجود گوينده خبر » : انتشار وسيع نميتوان با نور كار كرد. در يك برنامه خبري مطالبي نظير اينكه را «؟ چه كسي است؟ فضاي پشت گوينده و دكور چگونه باشد؟ ميزان نور چگونه تنظيم شود بايد مدنظر قرار داد. رعايت اين اصول سبب ميشود برنامه از لحاظ زيبايي در نظر مخاطب جذاب باشد.

مي توان نتيجه گرفت كه شيوه كار و محتوا به فراخور نوع رسانه تغيير كرده است. طراحان گرافيك اين نكته را در نظر ميگيرند كه تا چه ميزان فعاليت و اثر هنري آنها فرهنگ بصري را تقويت مي كند. فعاليت هنري آنها ميتواند فرهنگ بصري مخاطبان را تقويت و تضعيف كند. تنها مسئله براي طراحان رضايت صاحبان قدرت و ثروت نيست و در كنار آن بايد به تأثير كار خود توجه كنند؛ بيان بصري آنها تا چه اندازه در اعتلاي فرهنگ بصري افراد تأثير گذاشته است.

ويژگي ديگري كه براي هنر مدرن قائليم اين است كه هنرهاي موزهاي رنگ باخته است. امروزه آثار گرافيك در بخشهاي مختلف صنعت، تجارت و سينما، افراد بسياري را تحت تأثير قرار ميدهد. در بخش گرافيك تلويزيوني زيباترين بازيگران حضور دارند و اين بيانگر جذابيت بصري رسانه هاي الكترونيكي نوين است. بصري شدن رسانه ها سبب مي شود كه زيباترين عناصر، دكورها، اشيا را به كارگيريم تا مخاطب را تحت تأثير قرار دهيم. پيدايش گرافيك محيطي به قرن بيستم باز ميگردد. در گذشته طراحي بر روي اجسام با دو بعد انجام ميشد ولي امروزه طراحي از دو بعد طول و عرض، روي بعد سوم يعني جسم قرار ميگيرد. گرافيك محيطي به اين نكات توجه ميكند كه طراحي ساختمان ها چگونه باشد؟ چرا كه اين ساختمان و نما در معرض ديد افراد قرار ميگيرد و نظر افراد خودآگاه يا ناخودآگاه به سمت اين بناها جلب ميشود. در واقع طراحي محيط عمومي و آنچه در بستر جغرافيايي خاص نظير طراحي ميدانها، كنارههاي خيابان ها و غيره است. فضاهاي مورد نظر ميتواند باز يا بسته باشد.

كاربرد اين نوع گرافيك در آن است كه محيط زندگي بر رفتارهاي ما تأثير مي گذارد. اگر نماي خيابانها از نظر زيبايي بصري مناسب باشد و ارتباط عناصر حاضر در محيط در ارتباط با يكديگر رعايت شود، افراد خيلي راحت تر و آسوده تر زندگي ميكنند. اگر از لحاظ زيبايي بصري ناهنجاري باشد، ارتباط صحيح بين عناصر در محيط بر قرار شرايط نابهنجار رفتار افراد را نباشد، طبيعتا افراد در اين نابهنجاريها رشد ميكنند و رشد د تحت تأثير قرار مي دهد. اگر خيابان هاي شهر ما زيبا باشد و حقوق شهروندي رعايت شود بر رفتار و الگوي عمل ما مؤثر خواهد بود و از فشارهاي رواني ناشي از محيط نابهنجار كاسته خواهد شد.

هدف زيباسازي، انتقال پيام در راستاي ايجاد امنيت خاطر است؛ نوعي آرامش براي افرادي كه در معرض محيط قرار ميگيرند. از سوي ديگر بايد دانست كه هر طرح گرافيكي بر افراد جامعه تأثير ميگذارد و اگر هارموني جامعه به شكلي زيبا رعايت شود اين هارموني زيبا ساير بخشها را تحت تأثير قرار مي دهد. مي توان از گرافيك محيطي به عنوان مقدمه اي براي تبليغات محيطي ياد كرد. تبليغات محيطي حوزه گسترده تري از گرافيك محيطي را در برميگيرد. در گرافيك محيطي مهم ديده شدن است اما در تبليغات محيطي نه تنها ديده شدن هدف است بلكه انتقال انديشه اي كه در پيام تبليغاتي نهفته است و درك پيام از سوي مخاطب از اهميت بالايي برخوردار است.

تبليغات محيطي تبليغاتي است كه در محيط عمومي عرضه مي شود و بسترها و ابزارهاي تبليغاتي خاص خود را دارد. تبليغاتي كه در بنرها، بيلبوردها، بدنه اتوبوسها و… ديده ميشود. اين ابزارها و بسترها هر يك كاركرد خاص خود را دارد و با توجه به مكان مورد نظر مورد استفاده قرار مي گيرد.

در تعريف تبليغات مي گوييم: “تبليغ مؤثر آن است كه بر روي ذهن شما و نه چشم شما تأثير بگذارد و به گونه اي باشد كه پيام انتقالي در ذهن شما حك شود”. مثلا اگر فيلمي را با عنوان تبليغات محيطي تبليغ ميشود بتوان با ديدن تبليغ، نوع فيلم را تشخيص داد. مخاطب به اين درك برسد كه 1- اين فيلم از چه محتوا و مفهومي برخوردار است؟ 2- فيلم در رده چه نوع فيلم هايي و با چه محتوايي قرار ميگيرد؟ 3- نوع فيلم تراژدي، كمدي يا حماسي است؟ طراحي تبليغات محيطي سه مرحله را شامل ميشود. نخست بايد گرافيك و طرح به خوبي است. گرافيك بايد به گونه « خوب ديده شدن » ديده شود. آنچه در اين مرحله اهميت دارد اي طراحي شود كه ديده شود. براي اين كار ترفندهاي گرافيكي بايد در آن به كار رود كه شما آن را ببينيد. مرحله بعد انتقال پيام است. مرحله سوم، بايد انديشه نهفته در اثر به خوبي درك شود. چنانچه گفتم؛ تبليغات محيطي به هدف و انديشه بازميگردد و اينكه انديشه نهفته در اثر، بر مغز و ذهن شما تأثير بگذارد.

واژه تبليغات مربوط به بازارياباني است كه با ارتباطات و سرمايه خود با رويكرد تجاري و اقتصادي چنين فعاليت هايي را خصوصا به عنوان امري رايج در جامعه انجام ميدهند. البته پروپاگاندا نوع ديگري از تبليغات است كه در اختيار منافع قدرت و دولتمردان است و در . پروپاگاندا و تبليغات تجاري نهايتا دولتها و كمپانيهاي تبليغاتي تصميم گيرنده هستند نبايد فراموش كرد كه گرافيك محيطي جنبه زيبايي شناسانه دارد و به هيچ وجه در آن جنبه تبليغاتي مدنظر نيست. در تبليغات سعي بر آن است كه در ابتدا كالايي را به مخاطب نشان دهيم و نهايتا آن را به فروش برسانيم. اين فروش ميتواند سياسي، تجاري، اجتماعي و فرهنگي باشد. براي تأثيرگذاري بايد در طراحي تبليغاتي از كاراكترهايي كه مخاطب با آن احساس نزديكي ميكند استفاده شود. اين كاراكترها اگر برخاسته از جامعه، فرهنگ و تمدن مخاطبان باشد بسيار بهتر عمل ميكند. به همين دليل در تبليغات محيطي سعي ميشود به كاراكترهاي بومي آن منطقه توجه شود. از يك سو صاحبان سرمايه، قدرت تأمين منابع و مديريت اين تبليغات را بر عهده ميگيرند و از سوي ديگر كاركرد تبليغات اين است كه بر سلايق وانديشه هاي افراد تأثير بگذارد. اين تبليغات ميتواند انديشهاي را تخريب كند يا آن را ارتقاء بخشد. عدم سازماندهي مناسب ميتواند آلودگي هاي بصري بسياري را در جامعه ايجاد و به رشد نابهنجاري ها منجر شود.

نوشته: مسیب استوار