تاريخچه رنگها

در پيدايش و خلق ابتدايي رنگ مباحث زيادي از لحاظ علمي و تجربي ارائه گرديده كه از نظر اقوي و مستند بودن موارد ذيل قابل تامل هستند.
از ديد تجربي و فرضيات تصوري اينگونه بيان شده كه اولين رنگي كه بوجود آمد آبي آسماني بود اما گياهان نبودند كه از آن رنگ متاثر شوند و نه هيچ چشمي از حيوان كه به آن بنگرد .
بعد از آبي آسماني ، آبي دريايي ، سپس سبز كلروفيلي نباتات و بعد گياهان و حيوانات ، كره خاكي را از رنگهاي گوناگون ، پر زرق و برق گردانيدند و آنگاه انسان پا به عرصه گيتي نهاد.

بشر رنگهاي اطراف خود را حس ميكرد اما متوجه تاثير و تغيير آنها در وجود خود نبود. اولين رنگهايي كه بشر اوليه شناخت سياه و سفيد بود ( شب و روز ) يا به عبارت ديگر آبي تيره در شب و زرد روشن در روز بود. پس از آشنا شدنش با رنگها به مرور به نقاشيهاي روي ديوار غارها كه خود ترسيم كرده بود رنگ داد و تهيه رنگ جاي خود را در اين ميان، در زندگي بشر باز كرد.بشر بدوي مانند انسانهاي امروزي ابزار و زيور آلات خود را با رنگها آراست و هر گاه به ميدان جنگ ميرفت، خود را با لباسهاي جنگي الوان زينت ميداد تا حيرت و وحشت در دل دشمن ايجاد كند.او مواد اوليه رنگها را از مواد طبيعي تهيه مي كرد اما بعدها رنگرزي به عنوان شغلي براي انسان اهميت پيدا كرد . در تمام ادوار تاريخ بشري انسان خود را با رنگ همراه كرده است .

البته در اين ميان ايرانيان ، مصريان و يونانيان ، بيشتر از همه اقوام درخشيده اند و در استفاده از رنگها تبحر خاصي داشته اند. بر اساس اين ادعه اينگونه مي توان نتيجه گرفت كه در جهان هستي هيچ شي و موجودي بدون تاثير از رنگ وجود ندارد و يكي از ادوات خلقت تاثير رنگ آن مي باشد. بر اساس يافته هاي علمي اينگونه استنباط گرديد ه كه اشكال و نقاشي ها در و هماتيت اكسيدهاي و ، اخُرا از آمده بدست رنگهاي توسط كه غارها مگنتيت كشيده شده اند به چهل هزار سال قبل و به دوران انسانهاي هموساپينس باز مي گردد.
نقاشي هاي كهن در درناداي مصر كه براي ساليان متمادي بدون حفاظ و در معرض هوا بوده است، يك پديده درخشان اثر برلينسي مي باشد كه هنوز هم به همان روشني 2000 سال قبل است.مصري ها رنگهايشان را با ماده اي صمغ مانند، تركيب مي كردند و هر يك را به صورت جداگانه بر روي سطح اعمال مي كردند بدون اينكه ذره اي با هم مخلوط گردند.آنها از 6 رنگ سفيد، سياه، قرمز، آبي، زرد و سبز استفاده مي كردند.
اولين كاربرد واقعي و كاملا عملي رنگ را مي توان در ساختن كشتي نوح مربوط دانست كه براي جلوگيري از نفوذ آب و پوسيدگي آن از مواد رنگي
استفاده شده بود.
بعدها از مواد رنگي براي حفاظت چوب از پوسيدگي در بناهاي چوبي و زماني كه استفاده از وسايل آهني متداول شد. براي جلوگيري از زنگ زدن آنها استفاده مي شد.
تئوگيمبل نويسنده مشهور در قسمتي از كتابش به نام ”شكل، صوت، رنگ و شفا“ اين چنين مى گويد: در آغاز پيدايش ،ظلمات حكمفرما بود و از اين ظلمات نور سر برآورد. نور و تاريكي، رقص آفرينش را به پايكوبى برخاستند و بدين گونه رنگ هاى طيف متولد گرديدند.
نكته بسيار طريف كتاب تئوگيمبل به همخواني جمله پاياني او با استنباط علمي نيوتن در خصوص پيدايش رنگ مي باشد.
تا اوايل قرن هيجدهم ميلادى رنگ كردن اشياء بيشتر جنبه هنرى و تشريفاتى داشته و نقاشى با الهام از طبيعت صورت مى گرفته است. يوهانس اتين در كتاب خود بنامه ”هنر رنگ“ كه در سال 1961 ميلادي در آلمان به چاپ رسيده، نوشته است: رنگ همه مواهب خود را به همه تقديم مى كند ولى رموز نهان تر خود را فقط براى شيفتگان واقعى مكشوف مى سازد و تنها كسانى كه عاشق رنگ هستند مى توانند زيبايى و كيفيت ذاتى آن را درك نمايند. اتين در اين نوع نگاه خود صحبت از تاثيري از رنگ مي گذارد كه كمتر كسي در آن تامل مي كند.
گفته مى شود كه چشم انسان قادر است حدود دو ميليون رنگ را از يكديگر متمايز بنمايد و تشخيص دهد. اما نكته حائز اهميت آن است كه جهان هستي تركيبي بسيار ظريف و عظيم از طيف رنگهاي متفاوت از همديگر است كه با وجود آن اشيا از يكديگر تميز داده مي شوند.
پديده اى است فيزيكى ،Colour يا Hue واژه رنگ مترادف كلمه انگليسى كه در اثر تابش و رفتار انعكاسى نور در برابر چشم ناظر، ظاهر مى شود و و pigment پديده اى است عينى و رواني. اما واژه رنگ مترادف با به معنى رنگ دانه و رنگ دهنده است كه ارتباط با خواص colorant فيزيكى و شيمايى مولكول هاى رنگ دار دارد و ماهيت رنگ را مورد بررسى قرار مى دهد.
به گفته تاريخدانان مصريان قديم اولين سازندگان رنگ در جهان شناخته شده اند و رنگرزى براى اولين بار در چين حدود 3000 سال قبل از ميلاد آغاز شد.
رنگ هاى داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند. رنگ هاى اصلى در واقع فام هاى اوليه هستند كه شامل زرد، قرمز و آبى مى شوند و از تركيب آنها فام هاى ثانويه بدست مى آيد.
درخشندگى ، درجه تيرگى و روشنى را مشخص مى سازد. بيشترين درخشندگى متعلق به رنگ زرد است و كمترين را بنفش دارد. اشباع ميزان خلوص فام آن را مشخص مى كند. در طبيعت خلوص رنگى به ندرت وجود دارد.
نقاشان در گذشته بسيارى از تأثيرات رنگ را بدون آگاهى درست از آن به كار مى بردند. ولى با مطرح شدن نظريه هاى رنگ، راه حل هاى تازه اى در باب حجم، نور، فضا و حركت در اختيار نقاشان قرار گرفت.
قبل از توليد رنگ صنعتي، تمامي رنگ ها از گياهان و پودرهاي صنعتي به لاجورد، سفيد، گل حنا، روناس، : مثل گياهاني از مثلا آمدند مي دست بزرك و …. استاد كاران نقاش، رنگ مورد نياز خود را در پاي كار به صورت دستي و با فرمول هاي سنتي خود تهيه مي كردند و بنابراين رنگهاي ساخته شده به اين روش داراي تركيبات يكساني نبودند.
با گذشت زمان استفاده از مواد معدني در ساخت رنگ ها متداول شده و بعدها نيز استفاده از پيگمنت هاي آلي، رواج يافت.
در حال حاضر، رنگ هايي كه بيشتر در كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه استفاده مي شوند، در كشورهاي پيشرفته از چرخه استفاده خارج شده اند زيرا در آنها، اكسيد سرب كه سرطان زاييش توسط دانشمندان ثابت شده، به كار فته است.

رنگ در ايران

در خصوص تاريخچه صنعت رنگ سازي به شيوه امروزي و به عبارت ديگر،رنگ سازي كارخانه اي در ايران، به سال 1315 و زماني باز ميگردد كه مرحوم احمد صانعي ضمن بازديد از نمايشگاهي در كشور آلمان كه در آن انواع ماشين آلات صنعتي و از جمله ماشين آلات رنگ سازي به معرض، نمايش گذاشته بود، انديشه راه اندازي كارخانه اي در ايران را در ذهن خود متبلور ساخته و پس از بازگشت به كشور، مقدمات ورود ماشين آلات مذكور را فراهم آورد و سر انجام به سال 1318 اولين شركت رنگ سازي در كشور فعاليت رسمي خود را آغاز كرد. ، به نام « شركت رنگ سازي ايران »

مختصري از تاريخچه رنگسازي در ايران:

سال 1300 – استادكاران نقاش، رنگ مورد نياز خود را از مواد گياهي ومعدني و در پاي كار به صورت دستي و با فرمول هاي سنتي تهيه مي كردند.

سال 1318 – آغاز به كار اولين كارخانه رنگ ساري كشور به نام رنگ سازي كشور به نام رنگ سازي ايران و توليد و عرضه رنگ روغني.

سال 1338 – اولين رنگ پلاستيك بر پايه رزين پلي وينيل استات براي مصارف ساختماني و توسط شركت پلاسكار، توليد و عرضه شد.

سال 1341 – اولين رنگ روغني با استفاده از رزين الكيد توسط شركت پلاسكار، توليد و عرضه شد.

سال 1344 – تحولي شگرف در صنعت رنگ سازي كشور با گشايش شركت هاي تابا شيمي، ديروپ ايران، رنگين، سوپر رنگ و پارس پامچال و ارايه محصولات جديد شامل لاك هاي چوب، رنگ هاي هوا خشك و كوره اي صنعتي و رنگ هاي تعميري خودرو بود.

سال 1349 – تاسيس سنديكاي رنگ توسط شركت هاي رنگ سازي ايران، پلاسكار، شمس، رنگين، پارس سادولين، هاويلوكس، ديروپ ايران، پارس پامچال كه امروزه با نام انجمن رنگ و رزين ايران با 24 عضو مشغول فعاليت هستند.

سال 1360 – با تلاش آقايان مهدي جماليان، حاج حسين جوهري و سيد مصطفي فاطمي ( به عنوان معتمدين صنعت رنگ )، فعاليت اتحاديه رنگ فروشان كه پس از انقلاب و تعطيلي اتحاديه ها، متوقف شده بود از سر گرفته شد. سال 1360 با تهيه و توزيع مواد شيميايي زيرنظر وزارت بازرگاني و شكل گرفتن اتحاديه ها و شوراي فرهنگ و چسب و رزين و همزمان با تاسيس شركت تعاوني و توليد كنندگان رنگ و محصولات وابسته ب ا 23 عضو كه ت ا به امروز 244 عضو و ب ا افتخار و نوآوري و ارائه خدمات فني و فرهنگي و آموزشي و ارتباط با سازمانهاي علمي و پژوهشي خارج و داخل صنعت رنگ كشور را توليد مي كنند. گفتني است كه با تاسيس رشته رنگ در سال 1381 و تشكيل صنايع همگن زيرنظر وزارت صنايع و معادن و اتاق صنعت تغييري بسيار مثبت در وضعيت صنعت رنگ در كشور، به وجود آمد چون تا قبل از آن، هر كس گنجينه اسرار حرفه اي خودش بود و خودش بر سر پاتيل مي رفت و مواد مختلف را مخلوط مي نمود و اين موضوع باعث مي شد كه همه كاركنان هميشه در سطحي كه بودند، بمانند ، ولي امروزه مهندسين جوان با مطالعه و تحقيق، امكان ساخت رنگ كوره اي، اپوكسي يا پلي يورتان و رنگهاي دريائي را فراهم نموده اند.

 

 فرهنگ و ادب دوره ي اسلامي ايران،در بردارنده مباحث گوناگوني پيرامون رنگهاست،كه خود تأثير زيادي در هنر اسلامي داشته است،اين امر در لابه لاي احاديث و آيات،كتب ادبي و هنري مطرح شده است.وجود آثار هنري باقي مانده از دوران اسلامي گوياي حقيقت فوق است.

رنگها در هنر و فرهنگ اسلامي ايران به درجاتي مانند با ارزشترين، شريفترين،زيباترين،بالاترين و…تقسيم و انتخاب شده و به كار رفته اند. انتخاب رنگ طلايي گنبدها،كاربرد فراوان زمينه ي آبي و متن سفيد و مفهوم قدس رنگ سبز،گوياي آن است.علاوه بر اين از دوران تاريخي صدر اسلام تاكنون،رنگها عاملي براي بيان هويت اقوام و مليتها،بوده كه سپاه جامگان، سرخ جامگان و سفيد جامگان با قزلباشها در زمان صفويه از آن جمله است.

رنگ يكي از مدركات بصري است و در فرهنگ و هنر اسلامي با تفسيرهاي عرفاني و ابعاد زيبايي شناسانه به جنبه هاي مختلف آن از جمله تأثيرات رواني و شناختي آن توجه شده است، بويژه حكمت وجه تمايز رنگ،آدمي را در بسياري موارد رهنما بوده است.در حديث قدسي آمده است: و كذلك ارادت في تدبيري بعلمي النافذ فيهم خالفت بين صورهم و » « اجسامهم و الوانهم و اعمارهم و ارزاقهم و طاعتهم و معصيتهم در اين حديث قدسي تفاوت رنگها يكي از تدابير و حكمتهاي خداوندي است.از اين رو درك زيبايي هستي و شناخت ابعاد آن براساس اختلاف رنگها كه خود نعمتي بس عظيم است،براي انسان ميسر مي شود.پديده ي رنگ و رنگ شناسي چنان جايگاهي را در زندگي بشر،بويژه در بعد هنرمندانه و زيبايي شناسانه،به خود اختصاص داده كه تخصصهايي در زمينه ي توليد،به كارگيري و شناخت آنها به وجود آمده است.فرازهايي از چنين مسائلي در اشارات كتابها آمده،به طوري كه در اقصي نقاط جهان نيز رايج بوده است.پيش از اين در ونيز براي درك رموز رنگ تا پانزده سال صرف وقت مي كردند. امري كه نقاشان بيش از ديگر طبقات با آن سروكار داشتند و معماران و رنگ سازان و ديگر هنرمندان نيز دائم درگير رنگ و مسائل مربوط به آن بودند.كثرت رنگها فراتر از قوه ي تشخيص بصري انسان است.

براساس تحقيقات دانشمندان در كشور ما بيش از يكصد و هفتاد رنگ واژه در زبان فارسي شناخته شده است .

مطالعات علمي بر روي گونه هاي رنگي نشان مي دهد كه شمار طيف رنگها 5 ميليون رنگ است و چه بسا كه فراتر از اين نيز باشد. / حدود 7 مبحث رنگها و ماهيت،كيفيت و نيز اثر آن همواره مورد كاوش و مداقه ي حكماي قديم،عرفا،شعرا و نيز هنرمندان ايراني بوده است. البته ديگران نيز در مورد آن بي تفاوت نبودند،ليكن در ايران بويژه عرفاني ايراني،به صورت خاص به ابعاد آن توجه كرده اند. ارسطو دو رنگ اصلي را سياه و سفيد مي داند و معتقد است كه بقيه ي رنگها از اختلاف و امتزاج اين دو رنگ پديد آمده اند.افلاطون رنگهاي اصلي را چهار رنگ سياه،سفيد،سرخ و لامع دانسته است.حكماي اسلامي همانند شيخ الرئيس ابو علي سينا،ملا صدرا و شيخ اشراق و…هر كدام در مورد پديده رنگها نظريات مفصلي را ابراز كرده اند. بارزترين نمود رنگ،انتخاب آن براي پرچم هاست كه هر كشوري متناسب با اصول و اعتقادات و تأويلات و مفاهيم خود، رنگ مناسب را با علامتها و سمبلهاي مربوط،براي پرچم كشور خود انتخاب كرده و هر كشوري پرچم خاص خود را با چند رنگ و در مواردي تك رنگ مشخص ساخته است. از جمله پرچم سه رنگ ايران كه در تشريح رنگهاي انتخاب شده،سبز را نشانه اعتقاد به اسلام،سفيد نشانه ي علاقه مندي به صلح و سرخ نشان از دفاع از كشور با نثار خون است. رنگ سبز در پرچمهاي بيشتر كشورهاي اسلامي ديده مي شود و رنگ بهشتي محسوب مي شود و در عرفان اسلامي نيز جايگاه بلندي دارد. اغلب رنگ سياه را،رنگي شيطاني و سياه بختي و در مرتبه ي بسيار پايين قرار داده ولي تعدادي نيز آن را رنگ تكامل و به عبارتي بالاترين رنگ مي پندارند كه ماوراي آن رنگي وجود ندارد.

هفت رنگ در اسلام

عدد هفت در بسياري از عرصه هاي هستي،نمودي شگرف دارد، از آن جمله در رنگ هاست كه اين فرهنگ و تمدن ايراني سابقه ي ديرين دارد. هر رنگي تأثيرات ذهني برشمرده اي را به بار مي آورد.تأثيراتي هست كه مفاهيم رنگها بر آنها استوار است.اين تأثيرها گام به گام افزوده مي شوند تا به مفهوم عرفانيشان برسند.سرانجام آسان خواهد بود كه پيش بيني كنيم رنگ مي تواند به خودي خود يك ارزش عرفاني بگيرد.

در مورد كاربرد نمادين رنگ در معماري چنين مي خوانيم :

رنگ طبقه هاي مختلف زيگورات ها از پايين به بالا، عبارت بوده است از:سفيد(رنگ بي رنگي)،خلوص روشن و نامعلومي(رمزآلود)سياه(به نشانهء جهان زيرين و نامرئي)قرمز يا(شنگرفي)قرمز-قهوه اي،نماد جهان خاكي،(رنگ اميال زميني و كينه ها و خشمهاي فرودين)آبي(مظهر آسمان و گستردگي باطن)و بالاخره گنبد يا اتاقك فراز زيگورات به رنگ زرد طلايي،نمادي از خورشيد و نورانيت.

بنابراين رنگ حيات بخش خورشيد،طلايي است و جاودانگي و زيبايي فروزنده ي آن،از ابتدا توجه بشر را به طور ويژه جلب نموده و در مقدس ترين و يا با هميت ترين بناها،آن هم در رأس آثار، به كار گرفته مي شد و در معماري اماكن مقدس و متبرك اسلامي نيز از اين پديده ي زيبايي شناسانه  و مقدس غفلت نشده است.

انواع وجود بر حسب شمارش،در هفت وجود منحصر است و انحصار شمارش زمين و آسمان به عدد هفت نيز اشاره به مراتب هفتگانه ي وجود است .

احساس هاي ديدن نورهاي رنگي،دريافتهاي فراحسي رنگها در حالت پاك،از يك كارگرد دروني آدمي سرچشمه مي گيرد.

عدد هفت در بسياري از امورات فرهنگي اجتماعي و معنوي و جهاني در تمدن اسلامي ايران تجلي خود را نشان مي دهد.بسي شگفت انگيز است كه زيباترين انديشه هاي انساني را هم در حصار عدد هفت مي بينيم كه در بسياري موارد با رنگهاي هفتگانه علاوه بر فرهنگ و معارف اسلامي در عرصه هاي هنر اسلام عجين و تأويل شده است.

قدما رنگهاي اصلي را هفت گونه مي دانستند و نيز برخي اقوام در گويشهاي خود هفت رنگ اصلي،سياه،سفيد،قرمز،سبز،زرد، آبي و قهوه اي را دارند كاشي هفت رنگ در ادامه ي سير تكاملي فن كاشي سازي به وجود آمد و در ساخت مساجد و اماكن مقدس كاربرد زيادي دارد . مدارك بسياري،بويژه منابع غني ادبي،نشانگر آن است كه براي هنرمندان،بخصوص معماران،علاوه بر علم معماري آشنايي با علوم ديگر،بويژه نجوم و رنگ شناسي،نيز ضروري است؛زيرا بسياري از مسائل نجومي و نيز ايام هفتگانه با رنگهاي هفت گانه تأويل و تعبير شده بودند. يكي از قديميترين و بهترين منابع باقيمانده كه در زمينه كاربرد مصالح معماري و رنگ آنها بويژه استعمال سنگهاي رنگين در بناي اسلامي را به طور مفصل بحث كرده-كتاب الاعلاق النفيسه ابن رسته و مربوط به قرن سوم هجري است تجلي رنگ در صورت مادي و در نور از قابليتهاي آن در عرصه هاي عرشي و زميني است كه در مواردي نمود آن در تضاد با يكديگر است،چرا كه سفيدي در نور،وجود تمام رنگ هاست؛ليكن در ماده رنگ سفيد نشانگر نبود رنگ است،اما ماده،رنگ سياه از تركيب گونه هاي رنگ حاصل مي شود؛در صورتي كه در نور،سياهي نشانگر نبود رنگ است رنگ در مساجد و اماكن مقدس از آن جاي كه در سرزمينهاي اسلامي مسجد پايگاه اجتماعي مذهب مسلمانان وپناه گاهي براي زندگي پر آشوب شهر به شمار مي آمد،به تزيين آن توجه خاصي شده است ومي توان گفت اولين جايگاه تجلي هنر اسلامي مسجد بوده است.

نگرش به نور و رنگ در معماري مساجد نگرشي عارفانه به توحيد است.ذات اقدس احديت نور الله نور »، مطلق است؛نوري است كه ظلمت مقابل ندارد.اوست نور همة جهان،نور آسمان وزمين در معماري مساجد،كاشي كاري ها،نقش برجسته ها وشبكة پنجره ها و « السموات والارض

اسليمي ها گچ كاري ها ونور وتاريكي هاي گاه بي گاه نيز نگرشي بدين موضوع است. بنابراين رنگ در ماهيتهاي مختلف در فرهنگ و تمدن اسلامي داراي ارزشهاي مادي و معنوي و عرفاني داشته،در عالم تصوف نيز همواره رنگ خرقه ها داراي درجه بندي معني دار و خاص بوده است.

رنگها آنچنان در روح و روان آدمي اثر مي گذارد كه موجب تغيير رفتار وي مي شوند و اين نوع تغيير به تحول در خصوصيات و شخصيت افراد منجر مي گردد، يك رنگ بخش مياني مغز را تحريك مي كند و در نتيجه بر اعصاب و روان انسان اثر مي گذارد. دين مبين اسلام به طور ظريفي اثرات حداقل و ضعيف را در نظر دارد و اينكه اين اثرات ضعيف چه مثبت و چه منفي در صورت تكرار مي توانند منجر به تأثير كلي و محسوس گردند؛ لذا در همين رابطه دستورات خاص ي در مورد رنگ لباس داده است .باشند، لذا انسان و رنگ و طبيعت دائما در اي از نظام كل و جهان مي انسان و رنگ زير مجموعه تعامل با هم بوده و در نهايت انسان محصور در چهار ديواري طبيعت را تحت تأثير قرار مي دهند. از جهت رنگ شناسي تعادل رواني زماني در انسان به وجود مي آيد كه ارتباط بين انسان،رنگ و طبيعت متعادل باشد در آن صورت اثر مثبت بر روح و روان انسان خواهد گذاشت و در غير اين صورت با عدم جايگزيني صحيح رنگ در مكان خاص خود و به كارگيري نادرست آن در محيط هاي انساني صدمات روحي شديدي بر انسان وارد خواهد آمد.

تأثير رنگ قرمز

در اسلام تاثير اين رنگ نماد ايثار و از خودگذشتگي و دفاع مي باشد ، نيرو بخش، محرك، تسكين دهنده برخي بيماريهاي پوستي، در كوتاه مدت روان شخص را تحريك مي كند؛لذا استفاده از لباس قرمز براي انجام تلاش و كوشش زياد جهت تحريك اشتها و كسب انرژي براي مبارزه در تمام زمينه ها مناسب است، رنگ قرمز مي تواند زمينه ساز و يا محرك آشفتگي در انسان باشد؛ لذا افراد عصبي نبايد در معرض رنگ قرمز قرار گيرند؛زيرا موجب تشديد ناراحتي شان مي گردد، رنگ قرمز براي مدت كوتاهي براي انسان خوشايند است ولي پس از مدتي آزار دهنده شده و باعث اذيت رواني و ايجاد خستگي مي شود.

تأثير رنگ زرد

حالت تحريك كننده ذهني و هوشي دارد و شديدا موجب تقويت فكر انسان مي شود اثر تحريك كنندگي آن بر فشار خون و تنفس كمتر از رنگ قرمز « فاقع لونها تسر الناظرين است، اين رنگ بيشتر اثر تلقيني دارد. اين رنگ،رنگ روحاني و ايده آل و فيلسوفي و تحريك كننده فكر و آرام كننده برخي حالات عصبي مي باشد. در آيات قرآن پنج مورد از رنگ زرد استفاده شده كه يك مورد آن اشاره به تأثير شادي بخش سوره ي بقره، آيه ي 69 ) و يك )« انها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرين » : رنگ زرد دارد مورد ديگر رنگ زرد را به موي شتر منسوب داشته: »كانهّ جمالت صفر سوره ي مرسلات، آيه ي 33 آمدند در حالي كه جب.ه خز زرد و عمامه زرد و از زراره منقول است:امام محمد باقر(ع) بيرون رداء خز زرد پوشيده بودند.

تأثير رنگ آبي

اين رنگ نشان از بزرگي و سخاوت و مناعت طبع دارد و موجب افزايش فعاليتهاي حياتي سلول ها مي گردد، انسان در مواجهه با اين رنگ احساس آرامش مطبوعي مي كند، تماس مداوم با اين رنگ حتي در سطح وسيع ايجاد خستگي يا اثر سوء ندارد، لذا مي تواند در محيط كار و زندگي مورد استفاده قرار گيرد، حرارت اضافي بدن را كاهش مي دهد، آرام كننده و طراوت بخش سيستم اعصاب است، اين رنگ درهاي رحم و شفقت و فهم را باز مي كند.

تأثير رنگ سبز

در آيات قرآن زيباترين رنگي كه معرفي شده،رنگ سبز است كه بساط بهشتيان و جامه هاي حرير و ابريشم آنان به رنگ سبز مي باشد. »و يلبسون ثيابا خضرا من سندس و استبرق « ؛و جامه هايي سبز از پرنيان نازك و حرير ستبر ( مي پوشند.(سوره ي كهف، آيه ي 31 سوره ي ).« متكئين علي رفرف خضر و عبقري حسان؛ بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زده اند » ( الرحمن،آيه ي 76 عاليهم ثياب سندس خضر و استبرق؛بهشتيان را جامه هاي ابريشمي سبز و ديباي ستبر در بر » ( سوره ي انسان،آيه ي 21 ).« است علاوه بر اينكه بساط بهشتيان در قرآن به رنگ سبز توصيف شده، آيات ديگر كه اشاره به نمايد. روئيدن گياهان در سطح زمين دارد،دلالت بر تأثير مفرحّ و ملايم رنگ سبز مي شود.

تأثير رنگ سفيد

شود انسان آنگونه رنگي مليح و براّق، گريزاننده ميكروبها، علامت پاكي، لباس سفيد باعث مي مفرحّ و دلگشا و روحاني دارد. گر شود و از طرفي نوعي اثر كه هست جلوه در اسلام نيز پوشيدن لباس سفيد فراوان توصيه شده است. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: البسوا البياض فانه الطيب و اطهر و اكفنوا فيه موتاكم؛ جامه سفيد بپوشيد كه آن نيكوترين و ».« پاكيزه ترين رنگهاست ومردگان خود را در آن كفن كنيد امام صادق(ع) مي فرمايند: حضرت اميرالمؤمنين(ع) در اكثر اوقات جامه سفيد مي پوشيدند. در قرآن كريم آنجا كه سخن از بهشتيان و بندگان جاويد، رحمت الهي، باده هاي لذيذ بهشتي و از معجزه موسي است  كه نشانه قدرت خدا و درخشندگي واقعيت حق است  از رنگ سفيد استفاده شده است. » م تبيض وجوه و تسود. وجوه؛ روزي كه چهره هايي سپيد و چهره هايي سياه يو ( سوره ي آل عمران، آيه ي 106 ).« گردد و اما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمة الله هم فيها خالدون؛اما سپيد رويان همواره در رحمت » ( سوره ي آل عمران، آيه ي 107 ).« خداوند جاودانند » دهد اي سخت سپيد كه نوشندگان را لذتي خاص مي بيضاء لذةّ للشاربين؛ باده ).« ي سوره ( صافات، آيه ي 46 واضمم يدك الي جناحك تخرج بيضاء من غير سوء؛ دست خود را به پهلويت ببر سپيد بي » ( سوره ي طه، آيه ي 22 ).« گزند برمي آيد

تأثير رنگ سياه

برخلاف رنگ،سفيد رنگي بي تحرك و ساكت و ساكن و غير محرك، ضمن عدم ايجاد هر گونه تحريك رواني و جسماني باعث كاهش ساير فعاليت ها مي گردد و سستي و كندي را حاصل مي شود، تسخيركننده و متأثر كننده است، لذا توصيه شده كه از پوشيدن لباس سياه مگر درمواقع لزوم خودداري شود. حضرت علي(ع) مي فرمايند: .« لا يلبسوا السواد فانه لباس فرعون ؛ لباس سياه نپوشيد كه آن لباس فرعون است »

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: مكروه است سياه مگر در سه چيز در موزه(كفش) و عمامه و عبا در قرآن نيز چهره هاي زشت و كريه و جهنمي به رنگ سياه توصيف شده است. » از آنان را به دختر مژده و اذا بشر احدهم بالانثي ظل وجهه مسودا و هو كظيم؛هرگاه يكي ( سوره ي نحل، آيه ي 58 ).« آورند چهره اش سياه مي گردد » هايي سياه يوم تبيض وجوه و تسود. وجوه؛(قيامت) روزي كه چهره هايي سپيد و چهره ( سوره ي آل عمران، آيه ي 106 ).« گردد » كه بر خدا دورغ يوم القيامة تري الذين كذبوا علي اللهّ وجوههم مسود.ة؛روز قيامت كساني را ( سوره ي زمر، آيه ي 60 ).« بسته اند دو سياه مي بيني

تأثير رنگ خاكستري

رنگي است آزاد از هر گونه محركّ يا گرايش دروني، نه اضطراب آفرين است و نه آرام بخش. اين رنگ موجب مي گردد كه چشم و اعصاب دچار خستگي و ملامت نگردند، زيرا اعصاب چشم نه اجباري دارند كه بمانند مواجهه با سفيدي،با شدت آن مقابله كنند و نه مجبورند كه بمانند مواجهه با سياهي فشاري را متحم.ل شوند. اوالدهرينگ فيزيولوژيست مشهور چنين گفته چشم و اعصاب هميشه تمايل بيشتري به رنگ خاكستري دارند و موقعي كه اين رنگ »: است وجود نداشته باشد فقدانش ناراحتي ايجاد مي كند،زيرا آرامشي كه در اثر رنگ خاكستري بوجود مي آيد از بين مي رود، اثر آرام بخشي را كه رنگهاي هارموني روي اعصاب انسان مي گذارند همان اثر را رنگ خاكستري نيز دارد.اثرات رواني رنگ خاكستري باعث شده است كه از ديد روانشناس رنگ هاي اصلي شامل زرد، آبي، قرمز، سبز به اضافه دو رنگ خنثي يعني سفيد وسياه باشند.در حالي كه رنگ هاي اصلي از نظر نقاش زرد، قرمز، آبي و از نظر فيزيكدان قرمز، آبي و سبز است. رنگهاي آبي، سبز و خاكستري تعديل كننده ي نيازهاي روحي و رواني انسان بوده و در نهايت تأمين كننده سلامت چشم و تعادل جسم و روح انسان است، لذا پروردگار يكتا در خلقت طبيعت،حكمتي داشته است كه بيشترين رنگ در طبيعت را سه رنگ سبز و آبي و خاكستري قرار داده است و دعوت به سير در روي زمين علاوه بر جنبه تنبه و توجه به آيات الهي تأثير آرام بخش و حفظ تعادل روحي و عصبي در انسان است در نتيجه تماس با طبيعت كه در آن تفاوت انسان يا با رنگ مفرحّ و نشاط آور سبز و يا با رنگ آرام بخش آبي و يا رنگ متعادل و بي خاكستري سروكار دارد به طور طبيعي تحريك مي شود و كسل و ملول و خسته نمي گردد . به طور كلي رنگ هاي روشن اثر تحريكي زيادي دارند و به همين جهت رنگ هاي نزديك به سفيد علاوه بر افزايش فعاليت عمومي بدن باعث پيشرفت كار و فعاليت هاي شغلي و حرفه اي مي گردند و برعكس رنگ هاي تيره نظير:سرمه اي و آبي و سياه به جهت كاهش انعكاس نور،اثر شوند به همين جهت است كه در هر محركّ كاهندگي داشته و باعث كم شدن فعاليت مي محيطي متناسب با آن بايد رنگ مناسب استفاده شود.

آنچه از روايات اسلامي به دست مي آيد اينكه جمال و زيبايي امري پسنديده است و به همين قياس استفاده از لباس زيبا به عنوان يك نعمت الهي شايسته محسوب مي گردد. از حضرت علي(ع) روايت شده است: » ل و يحب ان يري نعمته علي عبده؛ خدا ان اللهّ جميل و يحب الجما .« جميل است و جمال را دوست دارد، دوست دارد كه نعمت خود را بر بنده خود بيند امام صادق(ع) مي فرمايد: » ان اللهّ يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس؛خداي متعال دوست دارد زيبايي و .« تجمل را و دشمن دارد فقر و تظاهر به فقر نمودن را اظهارالنعمة احب الي الله من صيانتها فاياك ان تتزين الا في احسن زي قومك؛ اظهار نعمت » باري تعالي در نزد خدا محبوب تر است از نگاهداري آن نعمت،پس برحذر باش كه لباسي « بپوشي مگر اينكه در بهترين پوشاك قوم خود باشي از نظر اسلام تنها لباسي كه مذموم است، لباس شهرت است، زيرا اين لباس مي گويد: پوشنده من در خودخواهي گرفتار است.در غير اين صورت لباس نيك پوشيدن دستور اسلام است در روايتي از پيامبر اكرم(ص) آمده است: » حسنوا لباسكم و اصلحوا رحالكم حتي تكونوا كانكّم « شامة في الناس پيامبر اكرم(ص) در يك بيان كوتاه ارتباط سه گانه اي كه ميان شكل، رنگ و بوي لباس بايد « اصلحو ا » ، اشاره به زيبايي شكل لباس دارد « حسنوا » برقرار باشد را بيان فرموده اند. عبارت اشاره به رنگ لباس دارد، رنگ آن به گونه اي باشد كه ضمن ارتباط با شكل لباس، پوشنده لباس با محيط نيز تناسب داشته باشد و »شام.ه « ره به عطر و بو دارد، در واقع اشا مي باشد.

تاثير رنگ در انسان

رنگ عاملي است نيرومند كه مي تواند برانگيزد يا تسكين بخشد، حسي از گرمي يا سردي ايجاد كند، آزرده سازد يا خوشايند باشد. رنگ هاي مورد علاقه افراد رازهاي فراواني را درباره آنها بازگو مي كند. تجربه انرژي رنگ هاي مختلف آشكارا نوعي تاثير حسي – بينايي بر ما برجاي مي گذارد. رنگ مي تواند محيط پيرامون ما را دگرگون سازد و بر خلاقيت ما بيفزايد. به كمك رنگ ها مي توانيم موجبات ارتقاء خودآگاهي مان را فراهم آوريم و به انسان هايي سرزنده تر و فعال تر مبدل شويم.

رنگ ها در گذشته بيانگر نيروهاي خير و شر بودند، گاه تداعي كننده ابليس و پليدي و ناپاكي و گاه نشانه تقدس و پاكي و خير بودند. همچنين رنگها در تركيب با فرم هاي مختلف براي نگهداري بشر از نيروهاي شر مورد استفاده قرار مي گرفتند. اگر چه اديان رنگ خاصي ندارند، اما به تبعيت از مختصات خاص اجتماعي، فرهنگ ي و جغرافيايي گاه رنگ خاصي به آنها نسبت داده شده است. نسبت دادن يك رنگ به دين و مذهبي خاص از بسترهاي مختلفي سرچشمه مي گيرد. پيچيدگي هاي فراوان انديشه بشري و حيات اجتماعي، شناخت اين بسترها را گاه بسيار مشكل مي كند.

تقدس رنگ زرد در ميان بودايي ها، قرمز در ميان هندوها و نيز سبز زمردين در ميان مسيحيان و فيروزه اي و سبز در ميان مسلمانان (و ايرانيان) نشان دهنده تفاوت جايگاه رنگ ها در ميان تمدن هاي بشري است و مويد اين نكته است كه هر رنگ با توجه به بينش و جهان بيني اقليم و جغرافيا و آيين و مذهب در هر منطقه اي داراي تفاوت است.

در منظر نگاه اسلامي و عرفاني، رنگ ها منزلت خاصي دارند و هر يك از آنها به منزله نماد يكي از مراحل تعالي و رسيدن به حق تعالي تلقي مي شوند. به طور مثال در تاويل هاي مختلف عارفانه در عالم تصوف و عرفان از جمله هفت اندام لطيف انسان علاالدوله سمناني تقسيم بندي زير را شاهديم:

1- جسم لطيف يا آدم هستي به رنگ سياه يا خاكستري

2- رده جان حياتي يا نوح (ع)، آبي رنگ

3- رده دل يا ابراهيم (ع)، سرخ

4- رده ابرآگاهي يا موسي (ع)، سفيد

5- رده روح يا داود (ع)، زرد

6- رده سر يا عيسي (ع)، سياه

7- رده مركز خدايي يا محمد (ع)، واپسين رده نور سبز درخشان

به طور كلي رنگ ها در اديان مختلف داراي مفهوم و معناي خاصي هستند كه به طور اجمالي به آنها مي پردازيم:

سفيد

در تحليل رنگ سفيد، معصوميت غير قابل لمس و درك نشدني را مي توان عنوان كرد. سفيد عدم تمايز و كمال متعالي، سادگي، نور خورشيد، هوا، تنوير، پاكي و معصوميت و نشان قدوسيت است. امروزه لباس سفيد نشاني از شادكامي است و اغلب لباس نوعروسان، سفيد است. هندي ها در مراسم عزا سفيد بر تن مي كنندكه نشانه مشايعت متوفي به بهشت و رسيدن به كمال است. سفيد به همراه قرمز به معني مرگ است. در فرهنگ هاي گوناگون رنگ سفيد را به معاني ذيل

به كار مي برند. در مذهب بودا نشانه اي از تسلط بر نفس، نجات، تاراي سفيد پوش قلمداد مي شود. در مسيحيت نماد روح مطهر، شادي، پاكي، بكارت و در يونان باستان نمادي ا ز سوگواري، عشق، زندگي و مرگ است. رنگ برگزيده و انتخاب اول اسلام، رنگ سفيد است كه امام باقر(ع) مى فرمايد:

«هيچ لباسى بهتر از لباس سفيد نيست»

قرمز

رنگي است متجاوز، كه در تمدن هاي بدوي بسيار عموميت دارد. زيرا با خشم، غضب، كشمكش و خطر رابطه نزديكي دارد. در ميان هنديان رنگ قرمز داراي جايگاه ويژه اي است و رنگ ي مقدس به شمار مي آيد. آنان پيشاني گاوها را با رنگ قرمز رنگ آميزي مي كنند و نو عروس را با رنگ قرمز از ديگران متمايز مي نمايند. رنگ قرمز براي دفع چشم زخم هم در ميان آنها استفاده مي شود. در دين يهود قرمز بيشتر نشانه گناهان شهواني است. پيتر بروگل نيز در نقاشي هاي خود اين رنگ را نشانه گناه مي دانست. مسيحيان قرمز را سمبلي از شهيدان مي دانند. در ژاپن اين رنگ نماد خوشبختي و سعادت است. مصريان اين رنگ را محافظ آتش مي دانستند. در ايران نيز لباس عروسان بلوچي به اين رنگ است. در مراسم آييني عاشورا نيز قرمز نماد شهادت است. در ايران نشانه آتش و لباس پيروان بابك خرم دين است. لاله سرخ رنگ نيز نمادي از شهادت در فرهنگ ايراني – اسلامي ماست. سهروردي وقتي از عقل سرخ بحث مي كند، يعني عقلي كه در انسان وجود دارد. عقل انسان بر حسب ذات، سفيد و نوراني است، اما فقدان آن تاريكخانه و ظلمت است. پس عقل سفيد و شفاف و ذاتا نوراني وقتي در اين ظلمت قرار بگيرد، سرخ مي شود. پس عقل سرخ يعني عقل آدمي.

زرد

رنگ زرد روي هم رفته از رنگ هاي نوراني است. اين رنگ كنايه اي از خورشيد، رنگ ابديت و در قرن دهم در فرانسه، درب خانه جنايتكاران را با اين رنگ مشخص مي كردند. در يونان باستان الهه ها و دوشيزگان را با رنگ زرد زعفراني به تصوير مي كشيدند. در قرون وسطي رنگ زرد كمرنگ نشان خيانت بود و نقاشي يهوداي خائن را با رنگ زرد نشان مي دادند. در چين و تمدن مسيحي غرب و تا حدي ايران، اين رنگ سمبل تقدس است و معمولا هاله دور سر مقدسين با رنگ زرد نشان داده مي شود.

آبي

آبي رنگ خرد است. فراست و كشف و شهود را به همراه دارد. بصيرت و اشراق و انديشه را معنا مي كند. آبي رنگي دروني است كه در انسان حالتي ماورايي ايجاد مي كند.

يونانيان رنگ آبي را نمادي از ظلمت مي دانستند. در كليسا غالبا آبي به عنوان نشانه اي از شكوفايي، تواضع و اعتقاد استفاده مي شود. در انديشه مسيحي رنگ آبي نمادي از ملكوت، حقيقت ملكوتي، ابديت، ايمان و رنگ مريم عذراست. آبي در تفكر ايراني نماد پاكي و معنويت است. در معماري مساجد اسلامي، رنگ آبي و فيروزه اي بسيار به كار رفته است.

سياه

بيشتر به عنوان نمادي از بدي به كار گرفته مي شود. تاريكي آغازين، خلا، شر، ظلمت بزرگ، ياس، ويراني، تباهي، اندوه، متانت، وقار و سنگيني؛ سياه به معني سخت سنگدل و غير عقلاني نيز هست. در نوع پوشش شايد بيانگر افسردگي، ياس و ناراحتي و سوگواري هم تلقي شود. اما مفاهيم اجتماعي همواره در گذر تاريخ دستخوش تغيير و تحول بوده است. به طور مثال در هنر يونان كه اصل آن بر پايه طبيعت گرايي و عقل پايه ريزي شده است، به پيكره هايي بر روي سفالينه ها بر مي خوريم كه تمام پيكره ها يكدست سياه هستند و با خطوط سفيد از هم جدا شده اند. در اين پيكره ها، تا حدودي نوعي تعادل و تقارن به چشم مي خورد و بيشتر مويد ارجح بودن خرد نسبت به احساس است. در ايران مشايخ صوفيه در پوشيدن يا نپوشيدن جامه ها و خرقه هاي سياه متفق القول نبودند، زيرا پيامبر (ص) رنگ سياه را جز در مورد عمامه و كفش و عبا مكروه مي دانستند و در احرام و كفن آن را جايز نمي شمردند. از سوي ديگر رنگ سياه شعار رسمي خلفاي بني عباس بوده است. بنابر اين، لباس رسمي آنها نيز سياه بوده است. اينان كلاهي نوك تيز و قبايي هر دو سياه بر تن مي پوشيدند، به همين دليل آنها را سياه جامگان مي ناميدند. رعاياي آل عباس نيز سياه پوش بودند. زنان اين دوره از حجابي كه سرتاسر بدن را مي پوشاند و معمولا سياه بود استفاده مي كردند. در تصوف رنگ سياه را اغلب رنگ شيطاني و سياه بختي و در مرتبه پاييني مي دانند، ولي تعدادي نيز آن را رنگ تكامل يا به عبارتي بالاترين رنگ مي دانند. بدين معنا كه انتخاب رنگ سياه يعني گذشتن از عالم ماديت و از اين منظر، رنگ سياه در صدر رنگ ها قرار مي گيرد .

رنگ سبز در قرآن كريم

اگر رنگ زرد و آبي را به هم بياميزيم رنگ سبز به دست مي آيد. رنگ سبز درميان طيف هاي رنگي، رنگ وسط و متعادل است نه مانند زرد اثر محرك و هيجان آور دارد و نه مانند آبي، مسكن و غير فعال است. رنگ سبز از ثبات عقيده و خودشناسي حكايت مي كند. سبز رنگ آرامش و روستا و رنگ درختان و چمنزار است و سبز روشن، بهار و باروري را تداعي مي كند. سبز، رنگ آرامش همراه با تفكر است بر خلاف رنگ آبي كه رنگ آرامش صرف است. رفتن به پهنه طبيعت قرار گرفتن، تحت تأثير اين رنگ شگرف است. اگر رنگ زرد را نماد خرد و دانش و رنگ آبي را نماد معنويت و ايمان بدانيم،سبز مظهر عقل و ايمان و رنگ تعالي و كمال است. سبز نماد ايمان و كمال و رنگي بهشتي است و از آنجا كه در سبز ايمان و اطمينان مشهود است، نزد مسلمانان رنگ مقدس محسوب شده و مردم اين رنگ و پيامبر اكرم (ص ) و اهل بيت طاهرين و اولادشان را به هم مرتبط مي كنند. مهم ترين جلوه رنگ سبز كه به خاطر آن نزد اديان جايگاه خاصي دارد اين است كه سبز، نماد حيات و فناناپذيري و جاودانگي است. قرآن كريم به اين رنگ متعادل عنايت ويژه اي دارد. در

آياتي به سبزي گياهان و روئيدني هاي سطح زمين اشاره شده و اين مسئله آيتي براي اهل ايمان دانسته شده است. سوره حج (خبير تر أن اللهّ أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرة إن اللهّ لطيف ألم) آيا نديدي خداوند از آسمان آبي فرستاد و زمين بر اثر آن سر سبز و خرم گرديد همانا خداوند لطيف و آگاه است.

گياهان منافع و خواص بسياري براي زندگي انسان و حيوانات دارند،اما اغلب از تأثير رنگ آنها بر زندگي مان غافل هستيم. قسمت مهمي از سطح كره خاكي ما را جنگل ها، مراتع،كشتزارها، مزارع ، چمنزارها و باغ ها تشكيل مي دهند كه همگي به رنگ سبز هستند. اين رنگ اثر شگفتي سه چيز غم و اندوه را »: در آرامش روان انسان و حيوانات دارد. پيامبر اكرم (ص ) مي فرمايد مي زدايد، نگريستن به آب، سبزه و روي نيكو رنگ سبز در فرهنگ قرآن كريم، رنگ بهشتي است. سبزي لباس ها و فرش هاي بهشتي از ديگر مواردي است كه قرآن كريم ذكر مي كند.

ويلبسون ثيابا خضرا من سندس و استبرق (سوره كهف) ولباس هاي فاخر به رنگ سبز از حرير نازك و ضخيم در بر مي كنند. متكين علي رفرف خضر و عبقري حسان (سوره رحمن) اين در حالي است كه بهشتيان بر تخت هايي تكيه زده اند كه با بهترين و زيباترين پارچه هاي سبز پوشيده شده است .

رنگ سبز نماد حيات و جاودانگي ايمان و كمال است و اين مسئله در بهشت به اوج خود به معناي دو برگ « مدهامتان » مي رسد. در سوره مباركه رحمن كوچكترين آيه قرآن(آيه 64) سبز است كه از ويژگي هاي بهشت عنوان شده است. علامه طباطبايي(ره) درباره اين آيه مي فرمايد: الادهيام من الدهمه به معناي شدت رنگ سبز است به صورتي كه به سياهي مي زند و آن اوج طراوت و شادماني است. شايد بتوان رنگ يشمي را مطابق آن دانست. رنگ سبز در داستان سنبله هاي سبز حضرت يوسف(ع ) و خواب ملك آمده است كه نماد بركت و فراواني است ،در كتاب هاي تعبير خواب رنگ ها جايگاه خاصي دارند و هركدام نمادي براي يك تأويل خارجي هستند.

رنگ مو، رنگی رنگی، رنگین کمان، رنگارنگ، رنگ موی عسلی، رنگ مو دودی، رنگ مو نسکافه ای، رنگ خدا