تاثير فيزيكي و رواني گرافيك محيطي برمعماري (1)

چكيده

بنابه تعريف، فضاي شهري چيزي نيست جز فضاي زندگي روزمره‌ی شهروندان كه هر روز به صورت آگاهانه و يا ناآگاهانه در طول زندگي ادراك مي‌شود. در طراحي و ارزشيابي كالبدهاي شهري پايدار، انديشمندان به نيازهاي اوليه انسان‌ها توجه بسياري مي‌كنند. اين نيازها در كشورهاي غربي محدود به برآورده كردن نيازهاي فيزيولوژيكي است. اما در گذشته معماري ايراني-اسلامي نيازهاي فيزيولوژيكي و نيازهاي مفهومي دو فاكتور اساسي براي هر شهري بوده‌اند، چيزي كه امروزه به ورطه فراموشي سپرده شده‌است. به باور بسياري از هنرمندان بارزترين ويژگي شهر اسلامي به منظور برآورده كردن نيازهاي مفهومي در تزئينات و نشانه‌هايي رخ مي‌نمايد كه در اصطلاح امروزي، به آن گرافيك محيطي مي‌گويند. به ديگر سخن گرافيك محيطي باعث خوانايي و هويت بخشي و به مثابه آن هدايتگر انسان در كالبد شهرهاست و نيز كالبد معماري خود در مقياس كلان بر آورده كننده نيازهاي فيزيولوژيكي است.

در حقيقت حضور اين دو عامل در كنار هم باعث حصول معماري پايدار مي‌گردد. در اين نوشتار سعي بر آن است، تفسير منظر شهري با تاكيد بر نشانه‌ها و تزئينات آن، از سه ديدگاه دانش هرمنوتيك، روش‌هاي نشانه شناسي در مقياس‌هاي مختلف و شناخت زبان تجسمي منظر شهر بررسي گردد، به اين منظور روش تحقيق تاريخي-توصيفي مناسب مي‌باشد.

 

مقدمه

شهر چيست؟ مجموعه‌ايي از توده‌هاي ساختماني و فضاهايي كه ساخته انسان بوده و براي رفع حوايج مادي و معنوي آدمي شكل گرفته است. در اين تعريف، شهر اجزاي بسيار متنوعي پيدا مي‌كند كه هر يک علاوه برعملكرد مادي از كنش معنايي نيز برخوردار است. شهر داراي كمپوزيسيوني هدفمند و غايتمند از مجموعه اجزاي ساخته شده‌است كه بر اساس نوع نظام و ارتباط مادي و معنوي با يكديگر پيكره و مفهوم شهر را صورت بندي مي‌كنند.

شهر همچون ساختار اثر هنري داراي دو مولفه فرم و محتوا است. ميتوان از طريق فرم، معنا را دريافت و از طريق معنا به آفرينش

فرم دست يازيد. عملي كه در پي كشف معناي فرم‌ها و نشانه‌ها باشد، عملي هرمونوتيكي است.

این مقاله‌ی گروه تبلیغات نویک با اشاره به مفاهيم اصلي آغاز مي‌شود و به دنبال آن انواع نمادها و نشانه‌ها ونقش آن‌ها در خوانايي سيما و منظر شهري بررسي مي‌گردد.

 

بررسي تاريخي تحولات مفهومي منظر شهري در ايران

منظر شهري، تركيب نسبتاً جديدي است كه پيش از آن‌كه دست اندركاران علم و نظر به تبيين آن بپردازند، در ميان مردم و حرفه‌مندان مورد استفاده واقع شد. نخستين بار مرحوم دكتر “مزینی” در دهه‌ی پنجاه، كه كتاب ” كوين لينچ” به نام “تصویر شهر” (يا تصور شهروندان از شهر) را ” سيماي شهر” ترجمه كرد، اين مفهوم را در ادبيات حرفه‌اي و علمي ايران مطرح ساخت. از آن پس تا سال‌هاي بسيار، سيماي شهر تنها واژه براي صحبت كردن درباره مفهوم، معنا و صورت شهر بود و در ابتدا بيشترين كاربرد مفهومي اين واژه، ريخت شهر و فيزيك ساختمان‌ها بود.

دو دهه پس از آن اصطلاح منظر شهري پيدا شد. اين اتفاق در ابتدا بيشتر متكي بر تنوع زباني بود تا عمق فلسفي؛ اما با تشكيل كرسي آموزش منظر در دانشگاه‌هاي ايران، سطح حرفه‌اي و تجربي تعريف منظر به مرتبه علمي ارتقاء پيدا كرد.

پس از نگاه كالبدگرايانه كه رد شهرسازي مدرن جايگاه خاصي يافته بود؛ كوين لينچ را مي‌توان از سردمداران انديشمنداني دانست

كه توجه به معنا در شهر را، سرلوحه كار خود قراردادند.

“ملاحظه‌ی محيط شهري به عنوان موجوديتي سرشار از معني” (یاراحمدی، 226:1378) از خصوصيات تئوري‌هاي كوين لينچ است و اين درك جديد، شهر را همزمان متشكل از كالبد و انسان مي‌داند. لينچ عوامل متحرك شهر را از عوامل ثابت جسم شهر جدا نمي‌كند و اظهار مي‌دارد: “آدميان نه تنها ناظر مناظر شهرند، بلكه خود جزئي از آن هستند” (لینچ، 11:1383).

گرافيك منظر حوزه قابل رؤيت از يك نقطه، يك مسير و مكان ويژه است. بستر منظر شهر؛ هندسه فضا، كالبد و يا به عبارت ديگر، فرم كالبدي است. همه اين تلقي‌ها با رواج تعريف ارسطويي از شهر صورت مي‌گرفت؛ اگرچه نويسنگان آن‌ها تلاش مي‌كنند تغيير قديمي را با آرايش جديد و ادبيات روز عرصه كنند، اما حاكميت تلقي كالبدي از شهر در متن تعابير آنها پيدا است”.

ديوار شهر در خيابان (گنبد کاووس)

گردآوری: نیما شفیع زاده